تصادف زنجیره‌ای ۲۳ خودرو در اتوبان تهران-قم

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ شاهین فتحی گفت: این حادثه مصدومی نداشته است. هیچ یک از افراد به مراکر درمانی منتقل نشدند و حادثه تلفات جانی نداشته است. این سانحه 40 حادثه دیده و آسیب دیده بر جای گذاشت.

درحالی امشب ۲۳ خودرو در اتوبان تهران – قم با یکدیگر تصادف می‌کنند که روز چهار فروردین ۹۶، ۴۱ خودرو در مسیر مشهد- نیشابور با یکدیگر تصادف کردند و یک نفر در جریان آن کشته شد.

۴۷۴۷

تهدید یا تحدید

تهدید اصطلاحی است که در مدیریت راهبردی از آن زیاد بحث می شود و می­گویند باید تهدید را بدل به فرصت نمود ولی تحدید به معنای محدود کردن و مانع شدن است که باید به رفع آن کوشید و مانع را از سر راه برداشت. در عین­حال، به نظر من این دو واژه اشتراکات و افتراقاتی دارند و تفکیک بین آن دو نیاز به دقت و امعان نظر دارد. از جمله مواردی که بین هر دو مشترک است این است که:

1-در هر دو مدیریت مطرح است اگر چه در برطرف کردن تهدید مدیریت بیشتر خود نمائی می کند
2-در هر دو مدیریت زمانی مطرح می شود که گزینه دیگری نباشد به این معنا که اگر تنها یک گزینه باشد و تهدید و یا تحدید که جنبه عملی تهدید است صورت بگیرد حتما باید دست به اقدام جدی و اساسی زد. مثلا اگر آب شرب کسی و یا کسانی قطع شود و راه دیگری برای تأمین آن نباشد دیگر برای تأمین آن جز از طریق زور و یا تسلیم راه دیگری باقی نمی ماند
3-در هر دو برای فرد و یا ملت تهدید و یا تحدید شونده همراه با تخفیف و گاهی اهانت است ولی در اولی بیشتر است. زیرا چه بسا اگر تحدیدی صورت بگیرد تحدید کننده نه بر اساس خشم و یا اهانت ولی به خاطر نیاز داخلی و یا اولویت های دیگرِ خود ممکن است چنین تصمیمی گرفته باشد. مثلا شما کالائی را با قیمتی ارزان می خواهید و طرف مقابل می تواند آن را با قیمت بیشتری به دیگران بفروشد بنابراین فروشش را برای شما محدود می کند. و یا بخاطر مصالح کشورش برای ورود جنس شما محدودیت ایجاد می کند.

آنچه به عنوان فرق در بین این دو واژه مطرح است:
1-معمولا تهدید شروع و وسیله اقدام است ولی تحدید نتیجه تهدید است. در عین حال گاه ممکن است تحدید باشد ولی تهدید به همراه نداشته باشد.
2-در تحدید بیشتر عامل انسانی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم مطرح است ولی در تهدید ممکن است هم عامل انسانی و هم غیر انسانی مطرح باشد. به عنوان مثال کمبود آب در کشور به عنوان تحدید به خاطر مصرف بی رویه و یا زدن سد های بی اندازه و یا حفر چاههای خارج از عرف صورت گرفته باشد که به طور مستقیم ویا غیر مستقیم عامل انسانی دارد ولی در تهدید علاوه بر مورد اول، خشکسالی ناشی از قهر طبیعت تهدیدی است که به ظاهر عامل انسانی در آن نیست.
3-به لحاظ روانشناختی، در تحدید ممکن است شما هم مقصر باشید و بر عادت خود اصرار داشته باشید لذا سعی می کنید تحدید را به هر طریقی دفع و یا رفع کنید اما در تهدید، اگر عامل انسانی داشته باشد، بیشتر غرور شما لطمه می بیند وسعی خواهید کرد به دنبال راه کار جدید باشید و از این فرصت استفاده می کنید تا جایگزین پیدا کنید و بالطبع از تحدید هم بی نیاز شوید. به عنوان مثال در خیلی از موارد مسئله ای به صورت فرهنگ منفی در آمده و شما آن را به صورت حق و یا شبه حق تصور می کنید که اگر با تحدید از آن محروم شوید مورد اعتراض شما واقع می شود و خواهان هر چه زودتر بر طرف شدن آن هستید. مثلا روابط بین کشور ها و احترام به گذرنامه ها حق همه کشور هاست که اگر از جانب بعضی کشور ها اعمال نشود شما معترض می شوید. اما گاهی همین عمل توأم با تهدید هم می شود. مثل آنچه امریکا (و یا عربستان) نسبت به ایران انجام داد و مدعی شد که ایرانیان تروریست هستند!. اینجا قطعا باید شما به فکر جایگزین باشید و الا ممکن است از نظر حیثیتی عوارضی برای شما به بارآورد.

و به لحاظ رفتاری و اقدام، موضع گیری طرف تهدید و تحدید شونده است که تفاوت اصلی را مشخص می کند. اگر موضع تهدید شونده این باشد که آنچه انجام شده است نباید باشد و به اصطلاح حق و یا شبه حقش تضییع شده است، سعی می کند به هر طریقی حالت اول را احیا کند. در مورد برجام در آغاز آن‌ها چون به قدرت ایران معترف بودند برای مذاکره اعلام آمادگی کردند ولی وقتی دیدند ایران از تحریم به عنوان یک تحدید استفاده می کند که می‌خواهد به هر قیمتی آن را بردارد که البته حق هر کسی است، چون اشتیاق بیش از حد را دیدند و یا نگاه ایران را مبنی بر اینکه همه چیز را به آن وابسته است سعی در فشار بیشتر و زیر قول زدن خود کردند. درحالی که اگر ما آن را تهدید قابل تبدیل به فرصت تلقی می‌کردیم قطعاً وضعیت به گونه دیگر بود. تبلیغات اینکه همه چیز با برجام حل می‌شود یکی از این نمونه‌ها بود. در همین مثال منع ورود ایرانیان به امریکا، اگر ایرانیان ضمن اینکه حق دارند که بخواهند و بتوانند آزادانه به همه کشور ها سفر کنند ولی اگر برایشان اینطور جا افتاده باشد که باید حتما به امریکا سفر کنند و سفر به امریکا جزو خواسته های انکار ناپذیر خود و تحدید تلقی کنند، سعی می کنند از هر اقدامی در این باره اجتناب نکنند؛ ممکن است متوسل به شکایت، به خواهش، به التماس و به وساطت و یا تن دادن به خواست تهدید کننده شوند؛ ولی اگر در عین حالی که حق خود می دانند، آن را تهدیدی بر علیه ملیت و شخصیت خود تصویر کنند، به دنبال حذف برنامه سفر می روند و از جایگزین های دیگر به عنوان فرصت استفاده می کنند و نشان می دهند که این اقدام غرور آنها را مورد تعرض قرار داده و ملت را منسجم تر کرده است.

مثال دیگر، اگر فردی (و یا ملتی) معتاد به هر برنامه ای، جلوی کارش اعم از مصرف و یا استفاده گرفته شود، چنانچه او (آنها) عمل طرف مقابل را تحدید بداند سعی می کند به هر طریق، حالت اول را احیا کند. اما اگر آن را تهدید بداند سعی می کند با مدیریت از فرصت استفاده کند، و به ترک عادت بپردازد و اگر ضروری باشد جایگزین مناسب تری برای آن بیابد و خود را از اعتیاد نجات دهد. اینکه به عنوان مثال معتاد را گاهی اوقات ما به عنوان مریض تلقی می کنیم برای او حق ایجاد می کنیم که باید موادش در حد ضروری تأمین شود. اما اگر آن را تهدید بدانیم به دنبال راه چاره و فرار از آن خواهیم بود. در غیر اینصورت بدون آنکه ما بدنبال عوامل تهدید کننده باشیم به معلول می پردازیم.

در مورد مسائل اقتصادی و برنامه ریزی در کشور می توان مثال های فراوانی زد. به عنوان مثال، ملت ما و دولت های ما به ویژه پس از انقلاب چنین باور داشته و دارند که باید مخارج زندگی کشور را از طریق فروش نفت تأمین کنند و اگر کسی مانع فروش شود چون آن را حق خود می دانند حتما به دنبال رفع تحریم اند تا این محدودیت را بر طرف کنند. و هر چه بیشتر بفروشند خوشحال ترند و آن را افتخار می دانند؛ اما اگر این تحریم را تهدید می دانستند سعی می کردند از این فرصت پیش آمده نهایت استفاده را بنمایند و با مدیریت صحیح آن را با در آمد های دیگر جایگزین کنند و آن را موهبتی تلقی می کردند تا از این فرصت پیش آمده وابستگی به نفت را قطع و یا کم کنند و این منابع را مثل بعضی کشورهای نفت­خیز برای نسل های آینده ذخیره کنند، و توان اقتصادی و علمی خود را در زمینه های مختلف زندگی نشان دهند. اما چون چنین نیست از زمان کشف نفت، در هیچ دولتی به ویژه بعد از انقلاب به این فکر نیفتاده اند و نخواهند افتاد که این وابستگی قطع شود. بنابراین تحریم در واقع همیشه برای ما تحدید بوده است و نه تهدید!! و لذا برنامه جدی هم برای جایگزین نداریم و اگر باشد شعاری است و موقتی. ما برای نسل های آینده حقی قائل نیستیم.

یا اگر ناگزیر از فروش نفت هستیم در هزینه کردن آن می توان بین تحدید و تهدید فرق گذاشت. شاید باز هم این مثال مطلب را روشن تر کند: همه بسیار شنیده اید که مسئولان می گفتند پول نفت را می آوریم سر سفره مردم، و شعاری بود که نتوانست محقق شود؛ زیرا دستخوش تفکرات این جناح و آن جناح شد. از این شعار چند جور می شد بهره برد. یکی اینکه فروش هر چه بیشتر نفت حق مردم است و باید آن را یارانه کنیم و بدهیم به خودشان که عوارض اقتصادی آن را دیدیم و متأسفانه هنوز بعضی ها باز فکر می کنند کار خوبی بوده است و می­خواهند شعار انتخاباتی کنند و دوم اینکه به جیب خارجی ها بریزیم و نگذاریم سر و صدای مردم در کمبود ها در بیاید، که البته در اینجا هم بیشتر اعتراض ها مال طبقات مرفه است والا توده مردم همیشه به حد اقل ها بسنده کرده اند و می کنند و سوم اینکه با برنامه ریزی دلسوزانه و مدبرانه آن را به تولید و اشتغال داخلی تبدیل کنیم که تا کنون نکرده ایم. اگر به فروش و یا عدم فروش نفت نگاه تحدیدی داشته باشیم می شود موارد یک و دو؛ ولی اگر به طور خام و نقدی پول تحویل مردم دادن تهدید تلقی شود می شود قسمت سوم و می شود مصداق راهبرد (استراتژی) یعنی «تهدید را بدل به فرصت کردن»، و مدیریت یعنی این، که خوب کار بسیار مشکلی است و اگر نخواهند آن را انجام دهند برای فرار از آن، هزاران اما و اگر مطرح می کنند.
محیط زیست و تخریب آن در همه ابعاد آن مثال دیگر است که هم ما و هم بسیاری از کشور های دنیا فکر می کنیم تنها نسل موجود در جهان ما هستیم و لذا با محیط زیست مستکبرانه، مسرفانه و بسیار بد عمل می کنیم. البته خود این بد استفاده کردن و تخریب محیط زیست معلول تفکری فلسفی است که بشر امروز را مجاز می داند تا حد اکثر بهره برداری از منابع بنماید! و از این مثال ها صدها و هزاران وجود دارد اما چون ما به آنها به چشم تحدید نگاه می کنیم به دنبال رفع مانع هستیم و نه فرصت یابی برای رفع تهدید که اصلی مدیریتی است.
همچنین به لحاظ معیشتی، درست است که حق مردم این است که همه چیز برایشان فراهم باشد اما اگر وضعیت مملکت درست تشریح شود و خود مدیران و امیران به زندگی فقیرانه عادت داشته باشند و یا خود را عادت بدهند و خود را در عداد ضعفای مردم بدانند وقتی وضعیت اقتصادی بد است و یا تحریم صورت می گیرد این را به عنوان تحدید قلمداد نمی کنند که باید فقط آن را رفع کنند و در همه فصول همه امکانات اعم از خوراکی ها و میوه ها از سراسر دنیا در مغازه ها باشد و بعد بگویند این حق مردم است و بعد، واردات پس از واردات و استدلالشان این است که مردم نباید در سختی باشند ولی اگر آن را به عنوان تهدید تلقی می کردند، به جای واردات بی رویه سعی می کردند ملزومات برای رونق کشاورزی غیر وابسته را تأمین کنند، و بازار کار و کسب در کشور را رونق دهند، و با برنامه ریزی و ندادن وعده های سر خرمن ملت را سرگرم اشتغال و تولید پایدار کنند. همه ما یادمان هست در گذشته نه چندان دور، مردم چگونه و چه با وضعی زندگی می کردند و رفاه به صورت امروزی نبود و مگر بسیاری فیلم «اوشین» و دوران سخت و ریاضت ژاپن را ندیده اند؛ ولی الان به دنیا با اتکای به خود، دارد آقائی می کند. قطعا ژاپن تحدید ها را تهدید تلقی، و برای تبدیل آن به فرصت برنامه ریزی کرده است.
از نظر فرهنگی شاید شنیده باشید که در خارج از کشور، هم نزد دولتها و هم بعضا ملت ها مردم ایران را خوب تعریف نمی کنند که مثلا می گویند ایرانی ها در کارشان برنامه ندارند و یا جنس اگر به خارج می فرستند زیر و رویش یکی نیست و یا برای اینکه مشتری را از دست ندهند و یا به اصطلاح تولیداتشان «برند» شود تلاش نمی کنند و دروغ و یا خلاف واقع زیاد می گویند. خوب اگر آن را تحدید بدانیم سعی می کنیم حرف آنها را قبول نکنیم و به کار خود ادامه دهیم که می شود همین که هست. اما اگر آن راتهدید بدانیم در پی اصلاح بر می آئیم و ایراد دیگران را اگر وارد است به فرصت برای تغییر صفات نادرست بدل می کنیم. واین می شود کاری کارستان برای ملت و دولت!
اکنون که سال تولید و اشتغال است تا نگاه تغییر نکند چیزی حل نمی شود و همه چیز در لفاظی و بیان باقی می ماند. اکثریت قریب به اتفاق مردم، هم به حد اقل معیشت عادت دارند و هم اگر برنامه ریزی در کشور ببینند، که صادقانه و نه شعاری باشد، به آن تمکین می کنند؛ برنامه ای که با خواست این دولت و آن دولت عوض نشود. همانند برنامه ای نباشد که مجلس آن را بنویسد و دولت آن را قبول نداشته باشد.
نتیجه اینکه اگر خوب توانسته باشم مطلب را باز کرده باشم و برای آنکه بدفهمی صورت نگیرد منظور من این است که باید نفع کلی و ملی در نظر گرفته شود و بین تحدید و تهدید هم به لحاظ موقعیت خویش و هم موضع طرف مقابل و با توجه به برنامه ریزی دراز مدت، فرق بگذاریم و آن ها را تحلیل کنیم تا زمینه برای رشد و شکوفائی استعداد ها فراهم شود.

عکس| جشن تولد ولی شیراندامی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خسرو احمدی بازیگر سینما،
تلویزیون و تئاتر با انتشار عکسی از ولی‌اله شیراندامی بازیگر پیشکسوت در صفحه
اینستاگرامش نوشت: «به بهانه عید دیدنی تولد استاد شیراندامی رو جشن گرفتیم. استاد
شیراندامی همیشه سرافراز باشید.»


از جمله دیگر هنرمندان حاضر در این عکس رضا بابک و کاظم
هژیرآزاد هستند.

ولی‌اله شیراندامی متولد سوم فروردین۱۳۱۰ در شاهین تپه استان
قزوین بازیگر قبل و بعد از انقلاب است. از جمله آثاری که شیراندامی در آن‌ها حضور
داشته است می‌توان به «خانه‌ای روی آب» و «شازده احتجاب» اشاره کرد.

58242

 

 

زمان حضور وزیر خارجه آمریکا در نشست ناتو مشخص شد

به گزارش رویترز، «رکس تیلرسون» وزیر امور خارجه آمریکا هفته آینده قبل از شرکت در نشست «ناتو» که ۳۱ مارس در «بروکسل» برگزار خواهد شد، به «ترکیه» سفر می کند.

محور مذاکرات وی در «آنکارا» در مورد ائتلاف ضد داعش آمریکا، در خصوص شهر «رقه» در سوریه خواهد بود. نیروهای دموکراتیک سوریه که آمریکا حامی آنان است اکنون به ورودی سد شهر «الثوره» در استان رقه در قسمت جنوبی رود «فرات» رسیده اند.

بعد از ترکیه، تیلرسون به سمت بروکسل پرواز خواهد کرد و در نشست وزرای امور خارجه کشورهای عضو ناتو شرکت خواهد کرد. این اولین باری است که وی در این نشست به عنوان وزیر امور خارجه شرکت می کند.

نشست ناتو قرار بود که ۵ و ۶ آوریل برگزار شود اما به دلیل آنکه تیلرسون قرار است به «چین» سفر کند، تاریخ این نشست تغییر کرد.

52311

وقتی مجموع سن دو دروازه‌بان دیگر ایتالیا از بوفون کمتر است!/ آقای محبوب 1000تایی می‌شود

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ جان لوییجی بوفون دروازه بان محبوب و تمام نشدنی باشگاه یوونتوس و تیم ملی ایتالیا امشب رکوردی جالب و دست نیافتنی را به نام خود ثبت می کند. بوفون جمعه شب و در مقابل آلبانی برای هزارمین بار در دوران حرفه ای خود دستکش به دست کرد و پا به مستطیل سبز گذاشت و از قفس توری اش حفاظت کرد. جان لوییجی افسانه ای 220 بار برای پارما، 168 بار برای لاجوردی پوشان و 612 بار برای یوونتوس به میدان رفته است و رکوردی بی نظیر را به خود اختصاص داده است.

دیگر نکته جالب درباره بوفون این است که مجموع سن دو دروازه بان دیگر تیم ملی ایتالیا از سن دروازه بان اول و کاپیتان این تیم کمتر است. الکس مرت از تیم اسپال(سری بی) 20 ساله است و دونارما،دروازه بان اول میلان هم 18 ساله است اما بوفون با 39 سال، سنی بیش از این دو نفر دارد.

 

 

254 41

حمله بی‌رحمانه اسطوره خاص منچستریونایتد به سوارز

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ اریک کانتونا بازیکن سال های نه چندان دور منچستریونایتد، در تازه ترین اظهار نظرش به لوییز سوارز مهاجم اروگوئه ای بارسلونا تاخته است.

کانتونا که خود به دلیل درگیری شدید با هواداران تیم کریستال پالاس با محرومیتی بلند مدت مواجه شده بود، در خصوص سوارز گفته است:« سوارز دیگر گاز نمی گیرد. بلکه او اکنون شیرجه می زند. او به خوبی تئاتر بازی می کند اما از نوع بد و جنبه منفی آن. او یک متقلب است.»

 

 

254 41

قتل عام در جاده‌ها

تا امروز که پنجمین روز از تعطیلی نوروز است 3000 مجروح و160 کشته روی دست مردم مانده و هرکس به ظن خویش سازمان و عنصری را مقصر قلمداد میکنند.

لطفا به این عدد توجه نمایید:100 خودرو در جاده تهران در خراسان رضوی با یکدیگر تصادف کرده اند.100 راننده وبافرض هر خودرو سه سر نشین یعنی 300 مسافر یعنی چه؟ بارها در مصاحبه ها یم وحتی در سخنرانی های مختلف در پلیس راهنمایی عرض کردم باید به افراد نو گواهینامه تا یکسال اجازه خروج از شهر ها داده نشده ودر صورت خروج جرایم سنگین تا ضبط خودرو اجرا گردد.

فرد امروز گواهینامه میگیرد که باعتبار چند ساعت کلاس میباشد؛فردا با این موج تولید و فروش خودرو یکی را میخرد پس فردا خانواده یا دوستان راسوار کرده واحتمالا به شمال حرکت میکنند.

سفر همان و عزادار و گرفتار شدن خانواده های مختلف همان.هیچ کس حتی افراد مغرض نیز نمیتوانند منکر تلاشهای فوق العاده پلیس راه وراهنمایی گردد. پس می ماند سه عامل وقوع راننده؛ خودرو؛جاده؛ سفرهای بیهدف و تعویض شهر هدف درمیان جاده کمبود تجربه؛ غرور کاذب در رانندگی؛ توقع لامبورگینی از پراید داشتن؛ فقدان ارگونومی مناسب برای بسیاری از خودرو؛ فرسودگی خودرو ولاستیکها؛ بی توجهی به قوانین رانندگی؛ حدود 60 در از تصادفات به علت استفاده از موبایل و چت و ارسال ودریافت پیامک میباشند؛ نا آشنایی با جاده وده ها دلیل ریز و درشت از علل این تصادفات می باشند.

اما در بین تمام دلایل میتوان کمبود مهارت رانندگی؛ وضعف تجربه مرتبط؛خستگی و خواب الودگی و موبایل و موبایل و موبایل دستیاران فرشته مرگ میباشند. تبدیل عید به عزا؛گرفتار شدن در نقص عضو تا اخر عمر ؛ ابتلا به فوبیای تصادف رانیز باید در لیست عوارض این تصادفات قرارداد.

وقتی در انگلستان گواهینامه گرفتم شش ماه اجازه داشتم با حضور یک راننده با تجربه درکنارم رانندگی کنم و با نصب حرفL بر شیشه عقب وجلو به همه اعلام کنم که راننده این خودرو نو راننده است.

سپس گواهینامه درجه دو را گرفتم که تا یکسال حق خروج از شهر را نداشتم.تازه آزمایش رانندگی علاوه بر ایین نامه ومقررات امتحان عملی در شب وروز؛ در باران و افتاب بود و باتوجه به فصل ازمایش رانندگی در یخبندان نیز جزو ازمونها بود.

در خاتمه ضمن تبریک سال نو به مامورین فداکار پلیس راه و راهنمایی که دور از خانه وخانواده بخدمت مشغولند در خواست میکنم ضمن تجدید کار مجمع فرهیختگان و اندیشوران ترافیک؛نسبت به تجدید نظر در ازمونها و جلوگیری از خروج از شهرها زودتر از یکسال؛فرهنگ سازی رانندگی در رسانه ها مخصوصا تلویزیون اقدامات جدی وفوری وفوری مبذول دارند.

حاشیه نگاری دیدار مداحان با رهبر انقلاب/ از تذکر مداح معروف به مدیران تا سلام رهبری به مردم خوزستان

خبرگزاری مهر نوشت: از ایستگاه متروی تئاتر شهر خارج می‌شوم و با تعجب به دوروبر خودم نگاه می‌کنم؛ با اینکه از آخرین دیدار با رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی هنوز یک سال هم نمی‌گذرد اما گویی همه چیز برای چشمانم عجیب است و برایم سخت است که راه حسینیه امام خمینی را در خیابان فلسطین پیدا کنم. آرام آرام خودم را به دو افسر پلیس راهنمایی ورانندگی نزدیک می‌کنم.

– پس تقاطع فلسطین و جمهوری کجاست؟!

با روی باز راهنمایی مان می‌کند و پس از تشکر و خداحافظی می‌گویند:

– سلام ما را هم به آقا برسانید.

در منطقه منتهی به حسینیه امام خمینی از افسر تا مغازه دار و رهگذر همه می‌دانند توفیق همسایگی با حسینیه ای را دارند که به برکت حضرت روح الله بنا شده است و می‌دانند حسین و زینبی نبود اگر روح خدا در این سرزمین دمیده نمی‌شد.

سالها گریه به تو جرم تلقی می‌شد

گریه هرشب ما برکت روح الله است

***

پس از انجام امورات بازرسی و قبل از ورود به حسینیه پیرمردی خوش سیما از میهمانان می‌خواهد شیر و شیرینی تبرکی به مناسبت میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها میل کنند؛ اما غافل از اینکه ما خسته و گرسنه و بدون صبحانه… به یاد شب های هیئت تا توانستیم شیر و شیرینی تبرکی خوردیم و نگاه می کردم به جعبه ای که کم کم خالی می شد…

***

ساعت ۸:۱۰ صبح وارد حسینیه می‌شوم و به زحمت جایی را پیدا می‌کنم که بتوانم از آنجا هم جایگاه مداحان و هم میهمانان و از همه مهمتر رهبر انقلاب را ببینم. آهسته آهسته از کنار خودم تا انتهای حسینیه را از نظر می‌گذرانم متوجه می‌شوم نه فقط من که همه، محل نشستن شان را با جایگاه رهبر انقلاب تنظیم می‌کنند. همه تشنه نگاهی پدرانه از سوی حضرت آقا هستند .

آن تیر که چشم تو رها کرد/ آمد به دلم درد دوا کرد

ساعت ۹:۱۰ حسینیه امام خمینی مملو از جمعیت شده و پیرغلامان و میهمانان ویژه نیز اندک اندک وارد حسینیه می‌شوند و بعد از سلام واحوال پرسی جایی برای خودشان پیدا می‌کنند. حاج غلامرضا سازگار اما وقتی وارد می‌شود همه مداحان به احترام یک عمر نوکری خالصانه اباعبدالله از جا بلند می‌شوند و صلواتی برای سلامتی ایشان می‌فرستند . او هم آرام آرام می‌رود در کنار حاج منصور ارضی روی صندلی می‌نشیند.

یک مداح جوان ترک زبان با صدای رسا شعری می‌خواند و همه میهمانان حسینیه را با خود همراه می‌کند.

هانسی گرو هین بله مولا سی وار

شیعه لرین حضرت عباسی وار[۱]

فضای حسینیه با نصب هنرمندانه «پارچه های خاکی» و «پرچم های یا فاطمه الزهرا» حال و هوای جبهه و جنگ به خود گرفته است. ندای ( یازهرا یا زهرا) بار دیگر میهمانان حسینیه را به وجد می‌آورد مداح جوانی که گویا از اهالی کرمانشاه بود شعری را با اشک و آه می‌خواند و دیگر ستایش گران “آمین” و “احسنت” می‌گفتند:

یا زهرا یا زهرا روزی مون کربلا کن

یاز هرا یازهرا رهبر ما رو دعا کن

حاج محسن طاهری از پشت تریبون تذکرات مرسوم را به مداحان یادآوری و تاکید می‌کند که کسی بدون هماهنگی با شعر خوانی نظم جلسه را بهم نریزد . پیرغلامی‌که کنارم نشسته بود گفت: «هیچ کسی گوش نمیده». با تعجب پرسیدم:«آخه چرا ؟!» با خنده گفت:«این مداحان همیشه صاحب جلسه بودند و هیچ وقت نقش مستمع را ایفا نکردند.» من هم می‌خندم و جمله حکیمانه اش را با تکان دادن سر تایید می‌کنم مجری برنامه از میهمانان دعوت می‌کند که سرود از قبل آماده شده به مناسبت این دیدار خاص و دلبرانه را با هم تمرین کنند.

بعد از اتمام همخوانی سرود، سکوتی بر حسینیه حاکم می‌شود یکی از مداحان که گویا تجربه شرکت در دیدارهای سالیانه را دارد با سبکی زیبا و دلنشین و صدایی نسبتا بلند ندا سر داد: ای پسر فاطمه منتظر شماییم …

مداحان اما نیم خیز به جایگاه نگاه می‌کنند؛ در یک لحظه صدا ها در هم می‌پیچد و پس از اینکه تمام جمعیت حاضر برای رهبر انقلاب قیام می‌کنند یک صدا فریاد می‌زدند:

دست خدا بر سر ما

خامنه ای رهبر ما

حضرت آقا با تبسمی‌دلبرانه به حضار اظهار لطف می‌کنند و در جایگاه می‌نشینند و قاری هم که مترصد این لحظه بود؛ قرائت خود را شروع می‌کند. وقتی به آیات سوره کوثر می‌رسد، مداحان با «بارک الله» و «طیب الله» از او و قرائت زیبایش تشکر می‌کنند.

مجری از حضار می‌خواهد به مناسبت فرخنده سالروز میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) صلوات منتسب به ایشان را با هم قرائت کنند.

(اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الصِّدّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّکِیَّةِ حَبیبَةِ حَبیبِکَ وَنَبِیِّکَ وَا ُمِّ اَحِبّآئِکَ وَاَصْفِیآئِکَ …) دستان حضرت آقا حالت دعا و نم نم اشک؛ چشمانشان را فرا می‌گیرد. مجری اعلام می‌کند به رسم همه ساله جمعی از مداحان در حضور رهبرانقلاب به مدیحه سرایی می‌پردازند. و اجازه خواست تا ابتدا از آقای امیر عارف که از مداحان آستان قدس رضوی است برای اجرا دعوت بکند.

آقای عارف با نوای دلنشین اش فضا را امام زمانی کرد و بعد از او آقای محمدنبوی از قزوین نیز با اشعاری از مرحوم شفق به بیان فضائل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها می‌پردازد.

شعر خوانی ایشان که تمام شد، مداحی میان سال از بین جمعیت شروع به خواندن ابیاتی حماسی کرد ؛ مجری که میخواست مداح بعدی را دعوت کند با اشاره رهبری دست نگه داشت تا شعرخوانی آن شخص تمام شود. حضرت آقا بعد از اتمام شعرخوانی از او تشکر کرد و آن شخص هم با صدای رسا درخواست ملاقات خصوصی داشت که مقام معظم رهبری گفتند: ماشالله به این صدا {خنده حضار} ان شاءلله بعد از جلسه ….

حالا مجری از مداح کرمانشاهی آقای یزدان ناصری دعوت می‌کند تا اجرای خود را شروع کند آقای ناصری اجرای خود را آرام شروع می‌کند اما پای شعرش وقتی به حال و هوای دفاع مقدس می‌رسد؛ غیرت و حماسه را با هم در می‌آمیزد و با شور و نوای خاصی خواند:

یاد زهرا از دوکوهه تا شلمچه جاری است

یاد زهرا یادی از شبهای خوب سنگر است

یاد مردانی که بعد از سالها یادشان

همچون لا حول ولا قوه شهادت پرور است

پای تا سر آتش غیرت شو از دشمن نترس

این زمان آتش نباشی سهم تو خاکستر است

اما به این بیت که رسید جمعیت نیم خیز شده یک صدا می‌گفتند:« هیهات من الذله»

«عزت ما با امان نامه نمی‌آید به دست

هرکسی ذلت پذیرد مرگ او را بهتر است»

یزدانی و فرزند خردسالش بعد از اتمام مدیحه سرایی به محضر رهبر انقلاب می‌روند و دستان رهبر را می‌بوسند حضرت آقا هم احوالپرسی صمیمانه ای می‌کند و از اجرای خوب این مداح کرمانشاهی تشکر می‌کند.

مجری اعلام می‌کند که در این قسمت برنامه از شاعر آئینی کشورمان جناب آقای هادی جانفدا از کرج دعوت می‌کنیم تا برای اجرای شعر خود به جایگاه بیایند. آقای جانفدا هم شعری در وصف صدیقه طاهره اجرا می‌کند که مورد توجه رهبر انقلاب قرار گرفت:

جنس لبخند تو از ترانه، گریه های تو هم عاشقانه

یک نگاهت برایم بهانه، تا فدایت شوم عاشقانه

جانفدا فرصت را غنیمت می‌شمارد و بعد از اتمام اجرای خود به رسم دیگر مداحان به حضور رهبر معظم انقلاب می‌رود تا از نزدیک عرض ارادت کند.

این بار اما مجریِ برنامه از مرتضی حیدری آل کثیر شاعر خوزستانی دعوت می‌کند تا اشعاری به زبان عربی اجرا کند. قبل از اینکه آقای آل کثیر به جایگاه برسد برای چندمین بار پنج یا شش نفر از میان جمعیت و در جاهای مختلف شروع به شعر خوانی می‌کنند که همین باعث می‌شود صدایشان در هم بپیچد و نامفهوم جلوه دهد. شاعر خوزستانی با زیرکی «بسم الله الرحمن الرحیم» را با تحریر زیبایی می‌خواند که موجب جلب توجه همه مداحان می‌شود و بعد از آن به ادامه شعرخوانی می‌پردازد.

مرتضی به زبان عربی اشعاری به سبک «ابوذیه» در وصف حضرت زهرا (س) خواند که نگاه دقیق و تحسین رهبری را در حین اجرا بدنبال داشت. البته شاید تعداد کسانی که به زبان عربی مسلط بوده و معنای اشعار مرتضی حیدری آل کثیر را در مجلس متوجه شوند انگشت شمار باشند اما تسلط فوق العاده رهبری به ادبیات عرب؛ اعتماد به نفس آل کثیر را دوچندان می‌کند تا اجرای موفقی داشته باشد البته او هم در انتهای اشعارش از جمعیت؛ هم صلوات می‌گرفت و هم گاهی کمک برای همخوانی که مداحان هم، سنگ تمام گذاشتند آنجا که با هم زمزمه کردند:

ام ابیها ام ابیها / فوزنا فیها فوزنا فیها

آقای آل کثیر بعد از اتمام اجرای خود به سرعت خودش را به محضر رهبر انقلاب رسانده و دست جانباز ناخدای انقلاب را می‌بوسد. سلام گرمی‌به نیابت از مردم خوزستان نیز به رهبر انقلاب می‌رساند که حضرت آقا پاسخ می‌دهند: «علیکم السلام»

قبل از اینکه مجری بخواهد مداح بعدی را معرفی کند یک نفر از میان جمعیت نسبتا ساکت با صدای بلند شعری حماسی در وصف رهبر انقلاب قرائت کرد که پس از پایان حضرت آقا با تبسم از وی تشکر کرد و بلا فاصله آن شخص با صدای بلند گفت: «آقا جان جمال تو عشقه» که با خنده حضار و رهبر انقلاب همراه شد.

وقتی مجری اعلام می‌کند جناب آقای شهروز حبیبی مداح اردبیلی برای اجرا به جایگاه تشریف بیاورند، اکثر جمعیت احسنت گویان به استقبال اجرای او رفتند.

اجرای آقای حبیبی شباهت زیادی به استادش مرحوم سلیم موذن زاده اردبیلی داشت و توجه مهمانان را به خود جلب کرده بود. او قبل از اینکه به ابیات زیر برسد گفت: «حضرت آقا ثواب این ترکیب را تقدیم می‌کنم به روح امام و شهدا و اساتیدی که از دست دادیم استاد حاج علی آهی و استادم سلیم موذن زاده اردبیلی» و خواند:

باید که پرچم تو نماد زمین شود

باید همیشه نام تو نقش جبین شود

پاینده است هرکه تورا همنشین شود

پس رهبری که فاطمه دارد چنین شود

دشمن حریف شیعه حیدر نمی‌شود

هرگز حریف هیبت رهبر نمی‌شود

مداحان یکصدا فریاد «مرگ بر آمریکا» سر دادند و از او خواستند ابیات را تکرار کند و او هم برای بار دوم اشعار را خواند. وقتی شروع به خواندن اشعار ترکی با رنگ و بوی جبهه مقاومت کرد، همه مداحان در خواندن اشعار با او همراهی می‌کردند.

شهروز حبیبی تریبون را به مجری تحویل می‌دهد و به طرف جایگاه برای عرض ارادت به رهبر انقلاب حرکت می‌کند. بعد از سلام و احوالپرسی «چفیه متبرک» روی دوش رهبر را درخواست می‌کند که حضرت آقا چفیه را به وی می‌دهد و بلافاصله یکی از محافظان چفیه دیگری را روی دوش رهبر معظم انقلاب می‌گذارد.

مجری این بار آقای نریمانی را برای اجرا دعوت می‌کند. حاج محمود کریمی‌که در چند قدمی ‌سید رضا نریمانی نشسته بود بلند می‌شود و این مداح جوان اصفهانی را مشایعت می‌کند.

آقای نریمانی اشعاری متفاوت برای اجراء در وصف حضرت زهرا (س) انتخاب کرده بود که با اشک های رهبرانقلاب و حضّار همراه بود:

«بعد از پدر «صبر جمیل» آرامتان کرد

یا «گفتگو با جبرئیل» آرامتان کرد»

در ادامه اما آرام آرام رنگ و بوی اشعار سید رضا نریمانی حماسی و انقلابی شد تا جایی که خواند:

با عزم خود روح خدا را شاد کردیم

وقتی که خرمشهر را آزاد کردیم

فکه شلمچه با هزاران گنج از ماست

هنگامه های کربلای پنج از ماست

امروز آن دوران غم قالب گذشته

آن سختی شعب ابیطالب گذشته

با این همه برخی ز دشمن بیم دارند

در مشکلات خود سر تسلیم دارند

تا آنکه گفتا رهبر محبوب ایران

مردم گله مند اند از دست مدیران

وقتی مدیحه سرایی نریمانی تمام می‌شود به حضور رهبر انقلاب می‌رود و حضرت آقا ایشان رامورد لطف و محبت خود قرار می‌دهد. سید رضا نریمانی از حضرت آقا درخواست می‌کند دست پدرانه بر سرشان بکشد که آقا هم حق پدری را ادا می کند… .

مجری اعلام می‌کند که حاج محمود کریمی‌آخرین مداحی است که امروز در حضور رهبر انقلاب مدیحه سرایی خواهد کرد. قبل از اینکه آقای کریمی‌به جایگاه برسد باز هم چند نفری از میان جمعیت شروع به شعر خوانی می‌کنند که حاج محمود کریمی‌از پشت تریبون خطاب به جمعیت حاضر گفت: « اگر اجازه بدهید جای همه تان شعر می‌خوانم» که با خنده حضار همراه شد و سکوتی بر جلسه حاکم شد.

آقای کریمی‌شروعی هنرمندانه داشت و با اجرای فوق العاده در وصف حضرت زهرا (س) اشک از چشمان رهبر و حضار جاری ساخت:

ای بر زمانه عالمه

ای بر عوالم حاکمه

ای یار ما در مَحکمه

با بینات مُحکمه

ای عرش حق را قائمه

از جود دائم صائمه

روز جزا و واهمه

غم با تو گردد خاتمه

آن دم که هرچه زمزمه

فریاد می‌گردد همه:

یا فاطمه یا فاطمه

شعر آقای کریمی‌اما به بیت زیر که می‌رسد ندای «احسنت، احسنت» مداحان بالا می‌گیرد:

اسلام آنگه با ولایت دین نابی می‌شود

القصه هرکس با تو باشد، انقلابی می‌شود

حاج محمود کریمی‌نیز پس از اتمام اجراء برای عرض ارادت خدمت رهبر انقلاب می‌رود و مقام معظم رهبری نیز پدرانه آقای کریمی‌را در آغوش می‌گیرد و دست نوازش بر سر او می‌کشد.

دست آخر نوبت اجرای سرود دسته جمعی می‌رسد و با اشاره مجری؛ «مداحان» شعری که سروده حاج غلامرضا سازگار است را با هم زمزمه می‌کنند.

حالا نَه تنها ۹ نفری که به تریبون رفتند بلکه دو هزار نفر مداح اهل بیت امروز در حسینیه امام خمینی برای حضرت زهرا ستایشگری کردند.

راستی یک سوال چرا همه دیدارهای مردمی‌رهبر انقلاب در حسینیه برگزار می‌شوند؟

شاید بشود جواب اش را در حسینیه جماران پیدا کرد…

آری، پیر خمین، اسلام و انقلاب را با سیدالشهداء در ایران احیاء کرد و گویا حضرت آقا به تبعیت از ایشان حسینیه امام خمینی را مبدأ تحولات جهان اسلام قرار داده‌اند. از جوانان حزب الله لبنان و حشدالشعبی عراق تا مردم انقلابی یمن و بحرین و فلسطین؛ همه و همه «نقشه راه» جبهه مقاومت را در رهنمودهای سخنران حسینیه امام خمینی پیدا می کنند …

۱. کدوم گروهی چنین مولایی داره

شیعه حضرت ابوالفضل و داره

/6262

 

میترا حجار: آیا واقعا از هر راهی باید نان خورد؟!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، میترا حجار با انتشار عکسی
دلخراش از تَلی از ماهی قرمز مُرده در صفحه اینستاگرامش نوشت: «در چند روز گذشته عده‌ای
به من مطلب نوشته‌اند و سعی كرده‌اند مرا متقاعد كنند كه ماهی قرمز ريشه در سنت و فرهنگ
ما ايرانيان و قدمت سه هزار/ پنج هزار/ هفت هزار ساله دارد. هر چند همچنان با هيچ كدام
ازين صحبت‌ها موافق نيستم و فكر می‌كنم آن ماهی در شاهنامه و هر جای ديگر لزوما ماهی
قرمز نبوده و نيست- به دليل بسيار ساده، اين كه اگر اين ماهی بومی ايران بود در درياچه‌ها
و چشمه‌های كشورمان به طور طبيعی يافت ميشد-»


بازیگر فیلم سینمایی «قارچ سمی» ادامه داده است: «اما لازم
می‌دانم در اينجا نكته بسيار مهمی را يادآور شوم: دوستان عزيز، صحبت بر سر ريشه باستانی
و تخريب فرهنگ ايرانی و اين حرفها نيست، صحبت بر سر آزردن و كشتن موجودات بيگناه بر
سر يک تصميم اشتباه است. چرا بايد برای انجام هر كار خوبی دليل و مدرک بياوريم و همه
وقت و انرژی‌مان را بر سر اثبات تاريخی مطالب بگذاريم؟؟؟ تاريخ بشر پر از رسم و رسومات
اشتباهی بوده كه در گذشت زمان اصلاح شده‌اند و نمی‌شود به رسوماتی كه ضد محيط زيست
و موجودات زنده هستند اقتدا كرد. و كسانی كه ياد آور شده‌اند كه مردم از اين راه نان
می‌خورند ضمن تحسين رأفت قلب‌های پاكتان ناچارم ياد آور شوم كه متاسفانه كسانی از ضرر
رساندن به محيط زيست يا جامعه يا از صنايع مخرب محيط زيستی نان می‌خورند اما آيا واقعا
از هر راهی بايد نان خورد؟ پس تكليف انسانيت ما چه می‌شود؟؟؟ هنوز معتقدم سفره زيبای
نوروزی نيازی ندارد تا بستر مرگ موجود زنده‌ای باشد، سال نوی خود را با زندگی بخشيدن
شروع كنيد نه با زندگی گرفتن.»

او در پایان نوشته است: «و در پايان تمام عزيزانی كه برايم
نوشته‌اند كه بنا به خواست من امسال ماهی قرمز نخريدند، از تک تک شما سپاسگزارم و به
وجودتان افتخار ميكنم و اميدوارم دعای خير حيوانات بی‌گناه بدرقه راهتان باشد.»

58242