پیشکسوتان موسیقی نواحی را حداقل به قدر ظروف سفالی عتیقه جدی بگیریم!

با محمد حقگو که فارغ‌التحصیل آهنگسازی از دانشگاه ملی موسیقی اوکراین است و سابقه مدیریت هنری ارکستر رودکی را نیز در کارنامه‌اش دارد، درباره مسائلی چون وضعیت و شرایط موسیقی مقامی کشورمان، نحوه مواجهه و برخورد دنیای غرب با موسیقی‌های بومی‌اش، راهکار نجات موسیقی مقامی کشورمان از وضعیت موجود، ویژگی‌های موسیقی خراسان و برخی موارد دیگر گفت‌وگو کرده‌ایم.

محمد حقگو، آهنگساز، مدرس دانشگاه و فارغ‌التحصیل آهنگسازی از دانشگاه ملی موسیقی اوکراین در مورد ویژگی‌های موسیقی مقامی گفت: «موسیقی مقامی نوعی از موسیقی‌ است که از درون جریان پر فراز و نشیب زندگی مردم آمده، ساخت کسی نیست یا از ذهن یک آدم خاص تراوش نشده، بلکه در طول سالیان دراز توسط هنرمندان مختلف و گمنام صیقل خورده و به دست ما رسیده است. در هر مقطعی از تاریخ، عموما موسیقی برحسب نیازهای زندگی و وقایع تاریخی شکل و فرم نسبتا جدیدی به خود می‌گیرد و راوی شرایط اجنماعی آن مقطع از تاریخ می‌شود و در مجموع شما را با نسخه‌های فراوانی از زندگی، امید، قصه و تاریخ روبرو می‌کند.»

این موزیسین که سابقه مدیریت هنری ارکستر رودکی را نیز در کارنامه خود دارد، در ادامه افزود: «طبیعی است، در جنوب خراسان و به‌خصوص تربت‌جام، خواف و منطقه‌ باخرز، که زنده‌یاد محمدابراهیم شریف‌زاده در آن جا زندگی می‌کردند، طبیعت چندان سرِ سازگاری با مردمان و کشاورزان و دامداران ندارد. طبیعی است که شما هر چه در آن جا بشنوید نوعی از موسیقی‌ است که موتیف‌های بلند دارد، خواستن‌های زیادی در آن هست، دلتنگی فراوانی در آن موج می‌زند و تا مغز استخوان احساس مخاطب نفوذ می‌کند.»

او همچنین عنوان کرد: «گاهی در مقالات یا سخنرانی برخی از دوستان می‌شنوم که صحبت از دوتار شمال خراسان و مقایسه آن با دوتار جنوب خراسان مطرح می‌شود و این که تفاوت‌هایی در تعداد پرده‌های ساز وجود دارد، من اعتقاد دارم ساز رایج در جنوب خراسان «آواز» است به این معنی که مقام‌ها عموما شکل آوازی داشته و نوع تحریرهای خواننده‌های جنوب خراسان بسیار پیچیده و خاص است، به همین جهت هیچگاه مقایسه دوتار این دو منطقه نمی‌تواند ابعاد گسترده موسیقی جنوب خراسان را نشان دهد. در موسیقی مقامی جنوب خراسان آن چه از دوتار پیشی گرفته، آواز است.»

محمد حقگو ضمن اشاره به ویژگی آوازی زنده‌یاد استاد محمدابراهیم شریف‌زاده گفت: «چیزی که من در برخورد با اساتید آن منطقه در بخش آواز فقط در استاد شریف‌زاده دیدم این بود که می‌توانست ترانه‌ای عاشقانه را با لحن کاملا حماسی بخواند. نوع تکنیک‌های اصواتی که ایشان در آواز استفاده می‌کرد، تکنیک‌های خاص خودش بود، در همدوره‌ای‌های خودشان و خوانندگان بسیار خوش صدایی که آثارشان را بررسی کرده‌ام ، کسی را ندیدم که به آن شکل آواز را اجرا کند.»

او در ادامه افزود: «استاد شریف‌زاده درک عمیقی از شعر داشت، بعضی‌وقت‌ها برحسب وزن موسیقی، خصوصا در ترانه‌هایی که پا‌دایره‌ای نام گرفته‌اند برخی کلمات از هم جدا می‌شوند طوری که مخاطب احساس می‌کند شاید خواننده متوجه شعر نیست، اما وقتی لحن را با متن مقایسه می‌کنید متوجه می‌شوید که ایشان اساسا استنباطی دارند که شاید یک آدم با خواندن چندین بار آن شعر بتواند به آن برسد.»

این موزیسین همچنین درباره سایر ویژگی‌های استاد شریف‌زاده عنوان کرد: «وقتی خودم در مقابل کارهای اجرایی ایشان قرار می‌گرفتم فرصت این که از کار لذت ببرم از من گرفته می‌شد و در آن لحظه فقط مسخ آن هنری که در جریان بود و مبدل به مخاطبی می‌شدم که می‌بایست بعدا بفهمم چه شنیده‌ام و چه اثری بر من گذاشته است. «سرو خرامان»، «دلبر رعنا»، «بهار دختر عمو»، این‌ها را شما نگاه کنید بخصوص «بهار دختر عمو» که خیلی دوست دارم به آن اشاره کنم. ترانه‌ای است که ظاهر آن یک شادابی دارد اما باطن آن حزن زیادی از فراق دارد و این دو جوهره متضاد را چگونه ایشان توانسته با هم و در یک زمان پیاده کند؟»

حقگو درباره درگذشت استاد شریف‌زاده که آبان سال 1395 اتفاق افتاد گفت: «منطقه تربت‌جام و کلا خراسان مرکزی گنجینه‌های فراوانی از هنر موسیقی را در خود دارد، بسیاری از این هنرمندان گمنام هستند، اما باور کنید آن چیزی که مسلم است، با فقدان استاد شریف‌زاده ما یکی از ستون‌های اصلی موسیقی مقامی و راویان صدیق و باهوش مقام‌های آن منطقه را از دست دادیم.»

او در ادامه افزود: «همانگونه که گفتم نمود اصلی و محور موسیقی در منطقه جنوب خراسان آواز است یعنی تکنیک‌های بسیار پیچیده، همه در آواز نمود پیدا می‌کنند. در واقع اگر قرار باشد نوازنده‌ای با خواننده‌ خوبی مثل استاد شریف‌زاده دوتار بزند باید با دوتارِ بدون پرده (فِرِتلِس) ساز بزند تا قادر باشد تمام ظرافت‌های آواز را پاسخ دهد.»

این آهنگساز درباره مراوده استاد شریف‌زاده و استاد سمندری و تاثیر این دو هنرمند بر نگاه هنری یکدیگر گفت: «همانطور که می‌دانید، مدت زیادی از عمر مرحوم استاد شریف‌زاده در کنار استاد سمندری گذشت. این دو شخصیت به یک درک متقابل از یکدیگر با زبان موسیقی رسیده بودند. در جشنواره‌ای که شهرستان قاین میزبان آن بود به خاطر دارم که بنده نیز در کنار این دو عزیز افتخار داوری داشتم و نکته‌ای که برایم بسیار جالب بود نزدیک بودن غیرقابل تصور سلیقه و احساس این دو بزرگوار در مقابل آثار بود. رسیدن به این همدلی طبیعی است که دو جریان موسیقی بسیار جدی را در کنار یکدیگر برای سال‌ها حفظ کند.»

او درباره تنوع بسیار جالب خوانندگی در موسیقی مقامی خطه خراسان افزود: «ویژگی خاصی که در پژوهش موسیقی مقامی و محلی خراسان، همواره مرا شگفت‌زده می‌کند تنوع بسیار دلنشین و خوش‌رنگ صداهای خوانندگان محلی در جنوب خراسان و تنوع تکنیک نوازندگی در شمال و جنوب خراسان است. آن چیزی که مسلم است هیچ‌وقت نتوانستم حتی دو نفر که سبک‌های بسیار نزدیکی در آواز دارند را با هم مقایسه کنم. همین تنوع هنری، و تنوع پرفورمنس (اجرا) هنری در مناطق موسیقایی خراسان نشان‌دهنده‌ این مسئله است که این موسیقی از عمق و ریشه‌ عمیقی برخوردار است که می‌تواند چنین تنوعی را ارائه دهد.»

محمد حقگو همچنین عنوان کرد: «شما در دوتارنوازهای شمال خراسان، زنده‌یاد حاج‌حسین یگانه را نمی‌توانید در همان شمال خراسان با زنده‌یاد حاج‌قربان سلیمانی مقایسه کنید، اصلا با همدیگر قابل قیاس نیست. هر دو هم مقام‌های رایج شمال خراسان را می‌نوازند، حتی در نواختن یک مقام واحد شبیه نیستند، حتی مخاطبی که با منطقه و موسیقی آشنا هم نباشد متوجه می‌شود که دو فضای کاملا متفاوت را شنیده و این البته از خصوصیت بدون استثنای موسیقی محلی است.»

این موسیقیدان در پاسخ به این سوال که تاکنون چه بخشی از گنجینه‌ها و مقام‌هایی که در سینه اساتید موسیقی خراسان محفوظ بوده ضبط و ثبت شده است؟ گفت: «متاسفانه در پاسخ باید عرض کنم هیچ. آثار ارزشمندی در زمینه پژوهش موسیقی منطقه از مرحوم محمدتقی مسعودیه که افتخار شاگردی ایشان را داشتم و سرکارخانم فوزیه مجد باقی است؛ همچنین دوستانی با زحمت فراوان توانسته‌اند بخش‌هایی را ضبط و ثبت کنند اما متاسفانه این نگاه که هر یک از این هنرمندان به مانند گنجینه‌ای هستند هیچگاه در بخش متولیان موسیقی کشور شکل نگرفته است.»

این آهنگساز همچنین عنوان کرد: «حتی زندگی اقتصادی آن‌ها، عموما در زمان حیات نیز به سختی می‌گذرد و همین امر از تعداد رهروان راه پدر می‌کاهد. جدا از اینکه در مصاحبه‌ها و مقالات مختلف مدام گفته‌ام و از مسئولین با آن که وظیفه‌شان است درخواست کرده‌ام که حتی اگر لازم است باید در قوانین تجدیدنظر شود و بخش موسیقی مقامی تحت نظارت میراث فرهنگی نیز قرار گیرد، برای راویان مقام‌ها شناسنامه هنری صادر شود و شرایط مساعدی برای ضبط و ثبت دانسته‌هایشان فراهم کنند. به خدا اگر یک ظرف سفالی عتیقه معرف فرهنگ و تمدن کشورمان است ارزش این هنرمندان که جلوی چشممان هستند بسیار بالاتر و کارسازتر از آن ظرف است چرا نباید در حفظ آن‌چه از هنر دارند بکوشیم و حساس باشیم؟»

محمد حقگو ضمن اشاره به نحوه مواجهه و برخورد دنیای غرب با موسیقی‌های بومی‌اش گفت: «در اروپا که سرچشمه اولیه موسیقی آکادمیک فعلی است، دانشجویان موسیقی به صورت جدی با موسیقی محلی‌شان آشنا می‌شوند. حتی ارکسترهایی وجود دارد که با سازهای خاص دوران مختلف تاریخی موسیقی قطعات مربوط به همان دوران را اجرا می‌کنند. اما در کشور ما یک نگاه جدی باید به سیستم دانشگاه‌های خصوصا موسیقی‌مان انداخت. چون دانشجویان موسیقی در تجربیات دانشگاهی خود حتی به طور جدی واحدهای پیش نیاز را نیز نمی‌گذرانند مگر خودشان جدی باشند و بیرون از دانشگاه کارکنند. شهرهایی مانند تربت جام ، قوچان و… در حال حاضر می‌بایست پاتوق تحقیقاتی دانشجویان موسیقی باشد و اینکه نیست ریشه در همان طرح درس‌های اولیه و نگاه مسئولان به این امر دارد.»

این موزیسین همچنین عنوان کرد: «از همه هنرمندان و دست‌اندرکاران موسیقی مقامی خواهش می‌کنم خودشان در ضبط و ثبت این مقام‌ها کوشا باشند که از گزند تحریف و فراموشی در امان بماند چرا که تمام سرمایه هنری آیندگان، امروز در دست‌های شما قرار گرفته است و قدر و منزلت آن بالاخره روزی هویدا خواهد شد.»

57242

طناب پوسیده مغرضان

اول:در سرمقاله روزنامه جامعه فردا اشاره شده است که با توجه به توفیق‌هایی که اخیرا در جریان سوریه به دست آمده است و وجهه مثبت منطقه‌ای ایران، دست‌اندرکاران سیاست خارجی بستری را فراهم آورند و باب مذاکره درباره سامانه دفاعی و موشکی ایران را بگشایند و از موضع عزت و اقتدار این مسیر را به جلو ببرند.

دوم: نگارنده نیز همانند تمامی هموطنان و به گمانم سرمقاله‌نویس روزنامه جامعه امروز هوادار سرسخت بالابردن توان موشکی و دفاعی ایران بودیم، هستیم و خواهیم بود، لذا در اصل ماجرا کسی تردیدی ندارد، اما این که دیگرانی( کشورهای مغرض خارجی) بر این توان ایراد می‌گیرند و به بهانه آن می‌خواهند یکی از دستاورد‌های بزرگ سیاست خارجی تاریخ جمهوری اسلامی( برجام) را به حاشیه رانده و ابتر کنند، باید با آنها از موضع عزت و اقتدار وارد یک گفت وگو شد و فضا را به سمتی راند که هدف آنها کور و دست آنها تهی‌ شود.

اطلاعاتی که در گوشه وکنار از تحرکات دشمنان قسم خورده این مرز و بوم به گوش می‌رسد، توطئه‌های غریبی را هشدار می‌دهد و لذا باید به هوش بود که کار را به سمتی سوق نداد که این جبهه مخالف به یارگیری بیشتری از کشورهای اروپایی و آسیایی سرگرم و ماجرای تحریم‌ها تکرار شود که عده‌آی آن را کاغذپاره می‌خواندند اما وقتی با دیوار ستبر واقعیت روبرو شدند تن به مذاکره‌ داده شد. مذاکره‌ای که ما در آن دست بالا را نداشتیم، اما هنر مذاکره‌کنندگان تیم وزارت خارجه و دولت بود که آن مسیر را به یک توفیق برای ایران بدل کرد. توفیقی که  مخالفان داخلی و خارجی یکصدا در صدد بر هم زدن آنند.

سوم: اما آنچه که مدعای اصلی این نوشته است و متاسفانه در تمام این سال‌ها اهالی قلم و مطبوعات قربانی آن بوده‌اند، حمله و تحدید مطبوعات، اهالی قلم  و ‌آزادی بیان به بهانه‌‌هایی از این دست است.

همه ما قبول داریم که توان دفاع موشکی از اصول امنیت ملی ماست،‌ اما این که مردم و نخبگان و اهل فکر و قلم می‌توانند درباره موضوع «مذاکره با دیگران درباره توان دفاع موشکی» صحبت و گفت و گو کنند چه ربطی به امنیت ملی دارد؟ مگر کسی اصل وجود و ارتقای توان موشکی را زیر سوال برده‌ است. سخن بر سر مذاکره

زمانی که مقامات عالی نظام از کرسی‌های آزاد اندیشی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و فرهنگی و سیاسی سخن گفتند، به قطع و یقین  مرادشان بحث درباره مرغ و تخم ‌مرغ و گوشت و خیار نبود، بلکه مراد و منظور، سخن و گفت و گو درباب همین مسائل حساس کشور است که نیازمند حضور و بروز نخبگانی از هر طیف و طبقه فکری است تا مباحث به خوبی به صحنه و حوزه عمومی‌ کشانده شود و نوعی اقناع عمومی در بین نخبگان  نسبت به آن موضوع شکل بگیرد. در چند سال اخیر و متاسفانه به دلیل شرایط بعد از وقایع انتخابات ۸۸ فضا به گونه‌ای شد که هر گونه سخن درباره هر موضوعی به مخالفت با امنیت ملی تعبیر شد. جالب آنکه در دوره ریاست جمهوری قبلی، گاه مطبوعات از نوشتن مطالب درباره کشور روسیه هم پرهیز داده می‌شدند، چون گروهی امنیت ملی را در این می‌دیدند که نباید از کشور روسیه در ماجرای اوکراین یا حتی مسلمانان چجن انتقاد کرد. وقتی موضوعات مهم در چنین سطحی دستمالی می‌شوند، طبیعی است که اهل بحث و فن به کناری می‌روند و گروهی مداهنه‌گر تملق‌‌خوی بر مسند قرار می‌گیرند. این گروه به دلیل ضعف دانش و کمبود آگاهی سعی می‌کنند با همین بهانه‌های دفاع از امنیت ملی، نخبگان اصیل و متفکران دلسوز نسبت به وضعیت ملک و ملت را از میدان به در کنند که متاسفانه در تمامی این سال‌ها پیروز میدان بوده‌اند. هنوز برخی از بهترین کارشناسان و تحلیل‌گران امکان طرح مباحث خود را ندارند و ممنوع‌القلمند. چرا؟ چون برخی خودارزشی‌پندارها، نوشتن و سخن گفتن آنها را مخالف امنیت ملی می‌دانند و به جرم تشویش اذهان عمومی دهانشان را بستند و قلمشان را شکستند.

چهارم: از جمله اهداف بزرگ انقلاب اسلامی که خوشبختانه در قانون اساسی نیز تجلی یافت، همین آزادی بیان بود. در قانون تصریح شده‌است احدی نمی‌تواند به صرف دفاع از امنیت و استقلال کشور، آزادی‌های تصریح شده را مورد تهدید قرار دهد. طبیعی است که مراد از ذکر و تذکرهای دوباره نسبت به قانون نه کسانی است که  با غرض،‌مرض‌های خود را مطرح می‌کنند، بلکه مسئولانی‌اند که با چنین سخنانی گرم می‌شوند و همانند شعله‌ای به جان آزادی بیان و قلم می‌آفتند. 

تاریخ چهار دهه گذشته نشان داده است که طناب این گروه از مغرضان پوسیده است و گرفتن چنین طنابی قطعا جز سقوط در چاه غرض و کینه‌توزی نتیجه‌ای به بار نخواهد آورد.

پنجم: چنین نگرش‌های تنگ‌نظرانه نسبت به امنیت ملی آدمی را به یاد داستان مرد دوبین( احول) دفتر نخست مثنوی می‌‌اندازد و آن نتیجه‌گیری شگفت‌انگیز مولانا که:‌

چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد 

 

پ.ت: پیشنهادی برای دوستان روزنامه‌نگار دارم که در مقاطعی این چنینی باید به سراغ برخی از نیروهای خوش‌فکر طیف راست رفت و از آنها برای چنین موضوعی مشورت خواست و سخنانشان را انعکاس داد تا پروژه خفه‌کردن صدای اهل قلم و مطبوعات را عقیم گذاشت.

داستان موشی که گردو انبار می‌کرد چیست؟ / عکسی که حاشیه ساخت

چند وقتی است عکسی در شبکه های اجتماعی محور توجه و اظهارنظرهای مختلف قرار گرفته است؛ کشف حجم قابل توجهی گردو که از دل زمین بیرون آمده و اولین متهم این موضوع جونده قهوه ای رنگ جوی زیست بود؛ موش.

یک جفت موش در سال بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ موش به جمعیت‌ موشان اضافه می‌کنند، و گاه شاهد تجمع این جوندگان موذی در برخی مناطق هستیم که یک لحظه از حرکت باز نمی‌مانند و تا سر می چرخانی از سمت دیگر می گریزند.

درباره تعداد موش های تهران هم فقط کافی است جستجویی در اینترنت کنید تا اعدادی بین یک تا پنجاه میلیون به شما بدهد.

موش های تهران غذا انبار نمی کنند

اردوان پورمحمدی مدیر کنترل و مبارزه با حیوانات شهری شهرداری تهران با اشاره به این تصویر گفت: این اتفاق مربوط به میدان ۷۸ نارمک بوده است و پخش این تصویر در فضای مجازی سر و صدای بسیاری ایجاد کرد.

وی گفت: با توجه به حساسیت موضوع و گردش این تصویر در شبکه های متعدد اجتماعی، ما برای اینکه صحت و سقم موضوع، اکیپ هایی را به محل مورد نظر فرستادیم.

پورمحمدی افزود: موش های شهری علاقه بسیاری به گردو دارند اما امکان ندارد که موش به این شکل فیزیکی گردو را جمع و دپو کند. آن هم در کلانشهری مثل تهران که به دلیل رعایت نکردن بسیاری از مسائل ابتدایی در حوزه پسماند، غذا برای این جانور موذی همیشه وجود دارد.

وی ادامه داد: از نظر علمی و عقلی این نوع دپو و این حجم اصلا توسط موش قابل تایید نیست ضمن اینکه ما در ناحیه ۲ منطقه ۸ واقعا بحث وفور موش را نداریم.

آمار موش های تهران به اندازه جمعیت یک کلانشهر است

اما قطعا به دست آوردن آمار دقیق از جمعیت موش های تهران هم کار دشواری است با این حال به نظر می رسد آماری که ارائه می شود هم تفاوت چند ده میلیونی با هم دارد و این اصلا معقول و منطقی نیست.

حتی اگر در میان آمارهای مختلف، آمار شهرداری تهران را بپذیریم، یعنی عددی نزدیک به دو میلیون موش، باز هم باید گفت جمعیت آن ها به اندازه یک کلانشهر است و قطعا باید با توجه به میزان زاد و ولد آن ها جدی تر کنترل آن ها را برعهده گرفت.

مدیر کنترل و مبارزه با حیوانات شهری شهرداری تهران با اشاره به آمار موش های تهران گفت: در محیط شهری آمارگیری بسیار سخت است و محدودیت دارد، ضمن اینکه روش های اجرایی آن زمان بر است. آخرین آمار گیری ما مربوط به سال ۹۴ بود که نزدیک دو میلیون بوده است ولی در صدد هستیم که تا آخر امسال آمار جدید بگیریم.

وی گفت: این آمارگیری یک پروسه زمان بر است و باید مراحل مقدماتی انجام شود. ضمن اینکه باید دانشگاه های تخصصی مانند دانشگاه تهران، شهید بهشتی و فرودسی پای کار بیایند.

پورمحمدی با ابراز دلخوری از آمارهایی که جمعیت موش ها را چند ده میلیون بیان می کنند گفت: همیشه دلخور هستم سر این قضایا؛ امکان ندارد که تعداد موش ها به این عدد برسد چون قطعا با این تعداد، موش از سر و کول ما بالا می رود. متاسفانه برخی کارشناسان حرف هایی می زنند که غیر رسمی است.

وی گفت: اگر جمعیت موش ها مثلا بیست میلیون باشد، با توجه به زاد و ولد گسترده آن ها شما باید وجب به وجب موش ببینید. منکر نیستیم که در برخی مناطق آلودگی بالاست، اما این گونه هم نیست.

بیشترین جمعیت موش در مناطق جنوبی تهران

مدیر کنترل و مبارزه با حیوانات شهری شهرداری تهران در ادامه گفت: بیشترین موش های تهران در مناطق جنوبی هستند.

وی توضیح داد: اگر خط فرضی را خیابان آزادی و انقلاب بدانیم به دلیل بافت فرسوده، تراکم جمعیت و شرایط زیستی برای موش ها، بیشترین تعداد موش را در این مناطق داریم، اما با این حال ما در منطقه یک یعنی تجریش هم گستردگی موش را داریم، چون مرکز تجمع اغذیه فورش ها، میوه و تره بار، نهرهای آب و… شرایط زیستی موش را فراهم کرده است، اما در نیاوران یا دولت حجم موش بسیار ناچیز است.

ماجرای گردوها چه بود؟

پورمحمدی در ادامه درباره بالاترین میزان گستردگی موش در منطقه ۸ هم گفت: شرایط زیست برای موش در منطقه ۸ مربوط به بافت متراکم محله وحیدیه است و به دلیل بافت فرسوده و تراکم جمعیت بالاترین موش را در اینجا داریم.

مدیر کنترل و مبارزه با حیوانات شهری شهرداری تاکید کرد: اصلا موش های شهری مخصوصا راتوس های قهوه ای و سیاه و موش های خانگی ذاتا علاقه ای به انبارکردن و دپو ندارند؛ چون در محیط شهری آن قدر غذا هست که نیاز به این موضوع نباشد.

وی افزود: از سوی دیگر این موش‌ها در فضای شهری ذاتا خانه سازی نمی‌کنند. اما موش های بیابانی این کار را می کنند و ممکن است تا سه متر لانه حفر کنند و راه فرار بگذارند. اما موش‌های شهری این گوئه نیستند، یک فضای بیست تا سی متری حفر می کنند یا کنار ریشه درخت ها لانه می سازند.

پورمحمدی در تشریح ماجرای عکس حاشیه ساز گفت: با توجه به این نکته هایی که گفته شد، ما پیگیر موضوع شدیم، تا اینکه یکی از شهروندان ساکن همان محله توضیحاتی داد که کلید ماجرا بود.

وی گفت: این شهروند سالخورده توضیحاتی ارائه داد که مستندات آن به صورت تصویر موجود است. ماجرا هم مربوط به گردوهای فاسدی بود که این شهروند برای دور ریختن آنها و استفاده نشدن آنها از سوی دیگران تصمیم گرفت آن ها را در مقابل باغچه رو به روی خانه شان چال کند.

47234

پست اینستاگرامی پسر غزال تیزپا در سالروز 8آذر

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ روز گذشته بیستمین سالروز دیدار به یادماندنی ایران-استرالیا در چارچوب رقابت های انتخابی جام جهانی 98 فرانسه بود. دیداری که با گل زیبای خداداد عزیزی به مارک بوسنیچ استرالیایی در حافظه جمعی ایران ماندگار شد. حالا فرزند خداداد عزیزی که در آن سال ها هنوز به دنیا نیامده بود با انتشار تصویری از خودش و پدرش این روز را تبریک گفت.

41258

«قانون جذب سلطه»، ذهن سلطه‌گر و ذهن سلط‌‌ه‌بر

 او در بازگشتش به آمریکا در مقاله‌ای در نیویورک تایمز (New York Times) با عنوان «در ایران٬ آن‌ها فقط تفریح٬ تفریح٬ تفریح٬ می‌خواهند!» نتیجهء مشاهدات خودش را نوشت:

« چه کسی تصور می‌کرد که یک نیویورکی در تهران از مشاهدهء حجم روابط جنسی “یک شبه”ء (one-night stand) دخترها و پسرهای ایرانی رنگش سرخ شود؟ پسرهای جوان با ماشین‌های پُر زرق و برق در خیابان‌ها به دنبال دخترها می‌گردند٬ چند کلمه حرف میزنند و سوارشان می‌کنند! و البته در کنار این٬ فحشا نیز وجود دارد.»

«الکُل در ایران ممنوع است اما همه‌جا هست! و آمارهای رسمی نشان می‌دهد که ۱۰٪ جمعیت ایران مصرف‌کنندهء مواد مُخدرند٬ مخصوصاً تریاک به طور سنتی. اما مصرف هروئین و مت‌آمفتامین هم رو به افزایش است». او به نقل از یک جوان ۲۳ سالهء ایرانی مینویسد «ما مدام به دنبال روش‌های تازه‌ای برای “تفریح” هستیم.»

در مشاهدات نیکولاس کریستوف بسیاری از جوانان ایرانی دیگر انگیزه‌های سیاسی ندارند و فقط می‌خواهند به خارج مهاجرت کنند. او همچنین می‌نویسند که «بخشی از جوانان شمال‌غربی ایران که ریشه‌های تُرک دارند٬ به خاطر ناامیدی از وضعیت موجود٬ خواهان پیوستن به کشور آذرباییجان هستند. شعارهای تجزیه‌طلبانهء آن‌ها در مسابقات فوتبال در تبریز حاکمان را نگران کرده»
«ایرانی‌ها اکثراً نگاهی بسیار صمیمی به آمریکا دارند که واقعاً تعجب‌آور است! ما آمریکایی‌ها میلیاردها دلار به پاکستان و افغانستان و مصر کمک مالی می‌کنیم اما آن‌ها هم‌چنان از ما متنفرند. من در ایران راه می‌روم و مردم به من هدیه می‌دهند.»

« یکی از بازی‌های کامپیوتری مورد علاقهء جوانان در ایران Battlefield 3 است. بازی‌ای که در آن نیروهای نظامی آمریکایی به تهران حمله می‌کنند»

او در آخر٬ از همهء این مشاهدات نتیجه‌ می‌گیرد که تغییرات مثبتی در ایران در حال رخ دادن است و اگر در ایران مداخلهء نظامی نکنیم احتمالاً تا چند سال دیگر شبیه به جامعهء ترکیه می‌شود.
و اضافه می‌کند «جوانان رمانتیک ایرانی – که تعدادشان از تندروها به مراتب بیش‌تر است – طرفدر ما هستند! و ما می‌توانیم به جای بمب‌٬ روی آن‌ها به عنوان عامل تغییر حساب کنیم».
……….

نویسندهء این مقاله نیت بدی ندارد. هدف او احتمالاً نشان دادن یک تصویر متفاوت از ایرانیان و مخالفت با حملهء نظامی آمریکا به این کشور است. اما رسوبات «اسعتمارگری» و «سلطه‌جویی» در نگاه کلی او در تک تک جملاتش به خوبی پیداست. رسوباتی که محصول قرن‌ها استعمارگری و سلطه‌جویی کشورهای غربی‌ در جهان است و در تمام لایه‌های تفکرات سیاسی و نوع نگاه آن‌ها به سایر جوامع کاملاً مشهود است.

ذهن «سلطه‌گر» – آگاهانه یا ناخودآگاهانه – از مشاهدهء آمارهای بالای اعتیاد و الکُلیسم و فحشا در جوامع دیگر احساس «امنیت» می‌کند و این معضلات را «تفریح» می‌بیند. از تمایل بالای جوانان ایرانی به ترک وطن و مهاجرت به غرب «آسوده خاطر» می‌شود و این معضل را نشانهء علاقهء آن‌ها به پیوستن به «جهان» می‌خواند (همیشه خودش «جهان» می‌پندارد). احساس حقارت بعضی از ایرانیان نسبت به غربی‌ها و «هدیه» دادن آن‌ها به او به خاطر «آمریکایی» بودنش را «صمیمیت» می‌پندارد. برنامهء جریان‌های تجزیه‌طلب برای ضمیمه کردن بخشی از خاک ایران به کشور همسایه را روشی برای رفع «ناامیدی»شان می‌بیند. از محبوبیت بازی کامپیوتری «Battlefield 3» – که در آن سربازان آمریکایی به پایتخت ایران حمله می‌کنند – نوعی «شباهت فرهنگی» میان جوانان ایرانی و آمریکایی احساس می‌کند. ذهن «سلطه‌گر» همواره رسالت خودش را «ایجاد تغییر» در سایر جوامع جهان می‌داند و در این راه جوانان ایرانی را شبیه به «بمب»های خودش می‌بیند و «کاربرد»شان را یکی می‌خواند.
——-
ذهن «سلطه‌‌بر» ذهن جوامع استعمارزده است. ذهنی که همواره جامعهء خودش را از «لنز دوربین» خارجی‌ها می‌بیند و برای جلب رضایت ‌آن‌ها مدام نقش بازی می‌کند و در جلوه‌گیری‌اش افراط می‌ورزد. ذهن سلطه‌‌بر همواره «شرمنده» است و برای اختلاف منافع و ارزش‌ها و سلیقه‌ها و سبک‌زندگی‌اش با «خارجی‌»ها٬ مدام غذرخواهی می‌کند. ذهن سلطه‌بر همیشه «ایراد» را از «خودمان» می‌بیند: «ببین ما چه کردیم٬ که با ما چنین می‌کنند!». ذهن سطله‌بر از هویت خودش گریزان است و به اسم «جهانی»شدن آن را رها می‌سازد٬ اما هویت «دیگری» را تا ریزترین خرده فرهنگ‌ها و عرف‌ها و رسوماتش جذب می‌کند. ذهن سلطه‌بر همواره به دنبال ایجاد «شباهت» میان خودش و خارجی‌هاست٬ چه با نابود کردن پایتخت کشورش در یک بازی کمپیوتری٬ و چه با تکرار مواضع جنگ‌طلبان غربی بر علیه خودش٬ در جهان واقعی. ذهن سلطه‌بر خود را «عامل تغییر» در جهت پیشرفت و سازندگی و تمدن می‌بیند٬ و نمی‌داند که در نگاه سطله‌گر خارجی تنها یک «بمب» در کنار سایر بمب‌ها در اسلحه‌خانهء اوست.

 

رابطه تهران و ایروان جاده یک‌طرفه نباشد

روند روابط تهران و ايروان، طي ٢٦ سال گذشته همواره روند رو به رشد داشت هر چند گاهي نيز با سكون مواجه شد، از جمله در دوره دولت‌هاي نهم و دهم، روابط دو جانبه نسبت به گذشته روند ساكن و كم‌كيفيتي داشت.
نكته مهمي كه در مورد روابط تهران و ايروان وجود دارد اين است كه روابط جمهوري اسلامي ايران با جمهوري ارمنستان، همواره تحت تاثير روابط ايران با جمهوري آذربايجان قرار داشته و همزمان روابط تهران و باكو نيز همواره زير سايه رابطه تهران با جمهوري ارمنستان قرار گرفته است. دستگاه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران هم هيچگاه نتوانسته تاثير و تاثر رابطه ميان تهران با دو جمهوري همسايه را به نقطه تعادلي برساند. به خصوص باكو، همواره از رابطه تهران با ايروان ناخرسند بوده و مشكلات متعددي به علت رابطه گرم ايران با ارمنستان، در رابطه با جمهوري آذربايجان پيش آمده است. مي‌توان گفت كه جمهوري ارمنستان در غالب مواقع نسبت به همسايه شرقي‌اش از مواضع تهران راضي‌تر بوده و استقبال بيشتري كرده است؛ به خصوص در رابطه با بحران قره‌باغ و نزاع ميان دو كشور كه همزمان با اعلام استقلال دو جمهوري، ٢٦ سال پيش آغاز شد و هنوز ادامه دارد. بزرگ‌ترين پيروزي بالقوه ديپلماتيك براي ايران، مي‌تواند اين باشد كه ايران از نفوذ خود در باكو و ايروان، براي حل و فصل جنگ ٢٦ ساله قره‌باغ استفاده كند. چنين گامي مي‌تواند يك اقدام تاريخ‌ساز و بزرگ براي دستگاه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران باشد، اما ايران تاكنون در چنين مسيري موفق نبود.
جمهوري اسلامي ايران، مهم‌ترين همسايه براي جمهوري ارمنستان محسوب مي‌شود. ارمنستان از ميان چهار كشور همسايه‌اش، با جمهوري آذربايجان رابطه‌اي ندارد و در جنگي است كه بر اساس يك توافق آتش‌بس فعلا خاموش نگه‌داشته‌شده و با تركيه نيز رابطه ديپلماتيك ندارد و مرزهاي دو كشور روي يكديگر بسته است. تنها مرزهاي فعال ارمنستان، در شمال به جمهوري گرجستان و در جنوب به جمهوري اسلامي ايران، محدود مي‌شوند. به همين دليل، ارمنستان از رابطه گرم و صميمانه با تهران، همواره منفعت مي‌برد، در برابر اين رابطه براي تهران هزينه‌هاي زيادي در برداشت. من در دوران خدمتم در باكو، به عنوان سفير جمهوري اسلامي ايران، سال‌ها شاهد هزينه‌هايي بودم كه ايران به دليل رابطه گرم با ايروان پرداخت كرده است، از يك سو سردي روابط با جمهوري آذربايجان و از سوي ديگر برخي از مسائلي كه در شمال غربي كشور رخ مي‌دهد، در واكنش به همين روابط گرم و صميمانه بود.
وزير امورخارجه كشورمان در سفر امروز خود به ايروان، بايد تلاش كنند تا تعادل بيشتر از يك سو در رابطه دو جانبه تهران و ايروان و از سوي ديگر در اثرگذاري اين رابطه با ديگر روابط ديپلماتيك ايران ايجاد كنند. اين تعادل و توازن براي ايفاي نقش بيشتر ايران در منطقه قفقاز جنوبي حياتي است. در كنار ايران، روسيه نيز يكي از اثرگذارترين قدرت‌ها در مسائل ايروان است. هر چند روس‌ها با جمهوري ارمنستان مرز مشترك ندارند اما روسيه همواره در كنار دولت ارمنستان قرار داشته است. ارمنستان پايگاه دايم نظامي در منطقه گيومري دارد و امنيت مرزهاي ارمنستان نيز توسط نيروهاي روس اداره مي‌شود. اقتصاد ارمنستان به ويژه در حوزه انرژي تحت نفوذ روسيه است. البته اخيرا ايران نيز وارد بازار انرژي ارمنستان شده است و با افتتاح خط لوله انتقال گاز ايران به ارمنستان بر اساس قرارداد ٢٠‌ساله تهاتر گاز و برق، بخشي از انرژي ارمنستان از سوي ايران تامين مي‌شود. همين قرارداد انرژي هم از جمله نكاتي بود كه با انتقاداتي از سوي جمهوري آذربايجان مواجه
 شده است.
به گمان من جمهوري ارمنستان در زمينه‌هاي مختلف، چه تجاري، چه اقتصادي و چه در حوزه انرژي از رابطه با ايران سود مي‌برد. اما به نظر مي‌رسد كه در رابطه ميان تهران و ايروان، اندكي كفه منافع طرف ارمني سنگيني مي‌كند و ايران نتوانسته روابط متوازني داشته‌باشد و ما به ازاي حمايت و امكاناتي كه در اختيار جمهوري ارمنستان قرار داده است را دريافت كند. در اين سفر، آقاي ظريف بايد تلاش كند كه تحولي در شكل روابط دوجانبه تهران و ايروان ايجاد كند. مسائلي وجود دارد كه از گذشته در رابطه دو كشور وجود داشته و برخي از آنها حل نشده باقي مانده‌اند و بايد با توجه به گرمي روابط دو جانبه، بتوان از طرف ارمني خواست تا اين مسائل را مرتفع كند.
 قطعا افزايش روابط دوجانبه تجاري ميان دو كشور براي هر دو طرف منفعت دارد، اما در حوزه سياسي، ايران مي‌تواند خواسته‌هايي را كه از گذشته وجود داشته با ايروان مطرح كند. براي مثال يكي از نگراني‌هاي طرف ايراني، مسائل محيط زيستي است، از جمله آلودگي رودخانه ارس كه گفته مي‌شود به دليل ورود پسماندهاي كارخانه‌هاي آلومينيوم و مس در ارمنستان گسترش مي‌يابد يا نگراني نسبت به نيروگاه هسته‌اي كهنه متسامور ارمنستان كه هم نگراني‌هاي محيط زيستي و هم نگراني‌هاي امنيتي در منطقه ايجاد كرده است، نيروگاهي كه نه فقط همسايگان ارمنستان، بلكه اتحاديه اروپا نيز نسبت به امنيت آن اظهار نگراني مي‌كند؛ به خصوص خط لوله گاز ميان ايران و ارمنستان تاسيس شده است و ارمنستان هم نيروگاه گازي دارد و هم ظرفيت تاسيس نيروگاه‌هاي برق گازي بيشتري دارد. پرونده ديگري كه در روابط دوجانبه تهران و ايروان باز مانده است، هواپيماي نظامي C-١٣٠ ايران در مسير مسكو به تهران با ٣٢ سرنشين بود كه سال ١٩٩٤ توسط نيروهاي نظامي ارمنستان هدف قرار گرفت. متاسفانه، مساله پرداخت غرامت به خانواده‌هاي جان‌باختگان اين حادثه از سوي ارمنستان بايگاني شده است و بعد از گذشته ٢٣ سال همچنان خانواده‌هاي داغدار جانباختگان، از جمله ديپلمات‌هاي ايراني منتظر واكنش مناسب از سوي دولت ارمنستان هستند. لازم است دستگاه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، با در نظر گرفتن چنين خواسته‌ها و مطالباتي، از روابط خوب تهران و ايروان براي حل مسائل فيمابين استفاده كنند و به نوعي تعادل را به رابطه دوجانبه بازگردانند.

منبع: روزنامه اعتماد

 

کنایه موسوی‌لاری به توقیف دو روزه روزنامه کیهان /احزاب هنوز در کشور ما جا نیفتاده‌اند

 حجت الاسلام سیدعبدالواحد موسوی لاری در نشست حاکمیت قانون که در سالن همایش های سوله مدیریت بحران برگزار شد، با بیان اینکه حکمروایی خوب یعنی حاکمان بتوانند کارهایشان را شفاف عرضه کنند، افزود: حاکمیت قانون یکی از مولفه های حکمروایی خوب است و باید دقت کرد تا قوانینی که وضع می شود، جانبدارانه نباشد.

وی ادامه داد: قوانین باید برای همه برابر باشد؛ اتفاق خوبی نیست که یک روزنامه که در جناح خاصی است به خاطر یک خطا سریع توقیف شود و روزنامه دیگر در جناح مقابل حداکثر دو روز تعطیل شود.

وزیر اسبق کشور گفت: قانونی که وضع می شود باید برای همه جامعه مفید باشد و به جغرافیای خاصی تعلق نداشته باشد.

موسوی لاری با انتقاد از لغو نمایندگی مینو خالقی یادآور شد: تفسیر قانون عادی به عهده مجلس شورای اسلامی است و تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است. مجلس شعبی دارد که در آن اعتبارنامه ها بررسی می شود و هر یک حق دارند به آن اعتراض کنند؛ نهایتا نتیجه آن به صحن علنی مجلس ارائه و تصمیم گیری می شود.

وی به لزوم مشارکت سازمان یافته مردم برای اداره جامعه اشاره کرد و گفت: متاسفانه احزاب هنوز در کشور ما جا نیفتاده اند؛ احزاب ما نباید تنها در انتخابات ظهور و بروز داشته باشند؛ جای خوشحالی است که احزاب به سمتی بروند که در حوزه های غیرسیاسی همچون فرهنگی و صنفی و… فعال شوند.

29212

۱۷۰۰ اثر به جشنواره فیلم حسنات رسید

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بنا بر اعلام دبیرخانه هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان، پرونده ثبت آثار بخش ملی این دوره از جشنواره با ارسال یک‌هزار و 700 اثر بسته شد.

فراخوان هفتمین دوره جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان، نیمه مرداد سال جاری اعلام شد و پس از یک دوره تمدید، دبیرخانه این جشنواره به کار خود در حوزه ثبت آثار در اول آذر ماه پایان داد.

گفتنی است از مجموع آثار ارسال شده به دبیرخانه هفتمین جشنواره حسنات، 550 اثر در بخش فیلم‌نامه، 676 اثر در بخش داستانی، 111 اثر در بخش انیمیشن و 363 اثر در بخش مستند بوده است.

همچنین لازم به ذکر است که یک هزار و 38 هنرمند از 224 شهر کشور، آثارشان را در بخش‌های داستانی، انیمیشن، مستند و فیلمنامه به دبیرخانه هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان ارسال کرده‌اند.

یادآور می‌شود که آخرین مهلت ارسال آثار عموم مردم کشور به بخش «هر شهروند یک فیلم کوتاه » جشنواره حسنات نیز اول بهمن ماه اعلام شده است.

هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات از 11 تا 14 اسفند ماه و مصادف با هفته احسان و نیکوکاری در اصفهان برگزار خواهد شد.

5757

برنامه آمریکا برای ترور سران حشد شعبی

به گزارش العالم، جبار المعموری در مصاحبه با خبرنگاران با اشاره به گنجاندن برخی سران حشد شعبی در لیست تروریست‌ها توسط آمریکا گفت: حشد شعبی تمام برنامه‌های آمریکا را تغییر داده و موازنه سابق را بر هم زده است. دیگر عراق تجزیه نخواهد شد و همین موضوع خشم واشنگتن را برانگیخته است. لذا با نقشه آمریکا و حمایت مالی و سیاسی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، طرح ترور سران بسیج مردمی عراق در دست بررسی و طرح‌ریزی است.

این نظامی برجسته عراقی در پایان نسبت به وضعیت عراق در آینده هشدار داد و گفت: مرحله پیش رو بسیار حساس است زیرا آمریکا دست به فتنه‌های جدیدی می‌زند تا ثبات را از عراق دور کند. باید بدانیم تا زمانی که آمریکا در عراق حضور دارد، کشور ما روی آرامش را نخواهد دید.

52310