ذوق زدگی به سبک برانکو بعد از گرفتن سردیس!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛پرسپولیسی ها یکشنبه شب ضیافت باشکوهی داشتند با کلی ستاره . از علی پروین و محمود خوردبین که خانواده پرسپولیس هستند تا ستاره های سینما و هنر . از سعید راد تا سالار عقیلی و چهره های معروف دیگر. از خداداد عزیزی تا ده سفیر خارجی که یکی شان سفیر کرواسی بود و حسابی برای برانکو سنگ تمام گذاشت.

این جشن حسابی حال برانکو را دو روز بعد از قهرمانی سر جایش آورده است. او که معمولا در ضیافت های اینچنینی عابربانک های نزدیک به قرمزها شرکت نمی کرد و سعی می کرد به دور از این جنس هیاهوها باشد ، این بار در این فضای هنری ، ورزشی که به افتخار قهرمانی دوم متوالی اش در پرسپولیس برگزار می شد ، با انرژی حاضر شده بود و ساعاتی قبل انتشار پستی در اینستاگرامش ، از این ضیافت و مهمانانش تشکر کرد. او البته به گفته حاضرین حسابی با این سردیس بامزه شمعی خود ذوق کرده بود.

جالب اینکه محمود خاضعین ، میزبان مراسم سال ها در کنار مرحوم علی معلم جشن هنری باشکوه حافظ را اجرا می کرده و برای علاقه به پرسپولیس ترتیب چنین ضیافتی را داده بوده است. او حالا نشان داده که شاید یکی از سرمایه گذاران جدید در ورزش و احتمالا فوتبال باشد. امید آنکه در صورت وقوع چنین رخدادی ، مشاورانش از تجربه های ناموفق افرادی چون هدایتی پرهیز کنند و نمونه ای از یک نوع تیمداری نوین در بخش خصوصی ورزش ایران شکل بگیرد.

4141

صعود نساجی به لیگ برتر پس از 24 سال/خستگی از تن"شهر خسته"در رفت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛اوج حساسیت در لیگ
دسته اول،البته بماند که نفس بازیکنان و هواداران دو تیم شمالی در سینه حبس شده
بود.یک سال دربدترین شرایط جنگیدند و پا به پای هم پیش آمدند اما تقدیر چنین بود
که نساجی قائمشهر راهی لیگ برتر شود.

از صبح هواداران نساجی ورزشگاه تختی را قرق کرده
بودند.یکدست قرمز و همه با انگیزه.24 سال بود که رنگ لیگ برتر را ندیده بودند و
این شاید آخرین شانس برای تیمی بود که در شهر خسته زندگی می کند!در شهر خسته تمرین
می کند و در شهر خسته بازی می کند؛در قائمشهر.شهری که قهرمانان و پهلوانان زیادی
را تحویل ورزش این مملکت داده است.مثل بهداد سلیمی،مثل علی علیپور و مثل خیلی های
دیگر که شاید نشود نام همه آنها را اینجا نوشت.هر چه بود در شرایطی که شاید دیگر
صدای سوت کارخانه نساجی شنیده نشود این صدای بوق و شیپور فوتبالی هاست که زندگی را
دراین شهر کوچک شمالی هیجانی کرده است.

اما خونه به خونه.تیمی که تا نیمه های راه با
جواد نکونام پیش آمده بود اما اختلاف باعث شد تا کاپیتان اسبق تیم ملی راهی تیم
رقیب شود.تیمی که حالا لقب لیگ برتری بودن را با خودش یدک می کشد.سرنوشت برای خونه
به خونه دست خودش بود.آنها اگر برق جدید شیراز را در خانه خودشان با نتیجه پر گل
می بردند دیگر نیازی به این نبود که یک گوش شان در تهران و به بازی با نساجی باشد.اما
حرف هایی که اسکوچیچ قبل از این بازی زده و گفته بود که:«اگر نساجی به راه آهن 7
گل بزند ما 14 گل می زنیم.»برقی ها را جریه کرد!برقی هایی که خودشان شانسی برای
صعود نداشتند اما یک فوتبال پاک و غیرتی را به نمایش گذاشتند تا بخشی از پازل صعود
نساجی به لیگ برتر را تکمیل کنند.آنها باختند و کم گل خوردند تا با 6 گلی که نساجی
ها به راه آهن زدند این تیم راهی لیگ برتر شود.

اما ضلع دیگر صعود نفت مسجد سلیمان بود.آنها که
بخت اول نخست صعود بودند بدون اینکه با اما و اگری روبرو شوند بازی خودشان مقابل
مس را با تساوی پشت سر گذاشتند تا یک بار دیگر بازی در لیگ برتر را تجربه کنند.

 

 

 

251 41

پایان حسرت مردم شهر خسته با صعود نساجی به لیگ برتر/ موج نوی مربیان لیگ برتری شدند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ بازی های حساس لیگ یک با صعود دو تیم فوتبالی به پایان رسید. نساجی تیم با شکوه مردم مازندران که در تصمیمی جسورانه ، جواد نکونام را به تیمش برد ، توانست یکباره متحول شود و در هفته پایانی بازی ها و فقط برای دو گل زده بیشتر ، به لیگ برتر برسد. 

نتایج درخشان نکونام با نساجی از روزی که رفت تداوم داشت و فقط یک تساوی بدست آورد تا بتواند تیمش را اینچنین لیگ برتری کند. 

در سوی دیگر محمود فکری توانست بار دیگر مردم شهر اولین ها را به لیگ برتبر برساند. آنها از هفته اول بازی ها تا روز آخر در صدر ماندند و سرانجام یک مربی موج نوی جدید در فوتبال ایران ، لیگ برتری شد. دو تیم پر طرفدار به لیگ برتر رسیدند و البته در این رقابت ها جالب بود که اسکوچیچ هم در بابل عالی کار کرد و تیم های بعدی برتر هم مربیانی داشتند که اعتقاد به فوتبال نوین داشتند در آن زمین های بد لیگ یکی . هم اصغر کلانتری و هم محمد ربیعی . هیچ کدام از مربیان لیگ یک باز! امسال در 5 تیم برتر نیستند. این یعنی فوتبال ایران به سمت پیشرفت و به سمت پاکی می رود.

روزهای خوش سال بعد لیگ با تیم های هیجان انگیز آبادان ، مسجد سلیمان ، رشت و مدعیان سنتی تهرانی و اصفهانی و تبریزی. چه لیگی بشود لیگ سال بعد !

4141

رساله شیخ جنید صفوی در اثبات وجود حضرت مهدی (ع)

مقدمه
فعالیت خانقاه شیخ صفی الدین اردبیلی از میان قرن هشتم آغاز به کار کرد و به تدریج رو به گسترش نهاد. در آن روزگار، سرنوشت بخش های شمال غرب ایران، با آناطولی و از آنجا تا حلب و شام بهم پیوسته بود. فعالین مذهبی و به خصوص صوفیان، غالبا در این مناطق رفت و آمد داشتند و به خصوص برای حج و نیز رفتن به شام به عنوان سرزمینی برای صوفیان، به طور مداوم میان شهرهای مهم این مناطق به اداره امور صوفیان و مریدان مشغول بودند. اعقاب شیخ صفی هم در پی گسترش نفوذ خود بودند و این وضع ادامه داشت تا زمانی که جنید ظاهرا شد. یکی از نخستین شهرهایی که او برای فعالیت برگزید حلب بود. در آنجا گرفتاری هایی پیدا کرد و مجبور به ترک این شهر و آمدن به سمت تبریز شد. ما اخبار او را در آن نواحی، در مصادر فارسی ایرانی نداریم، اما به طور اتفاقی، بخشی از آنچه میان وی و معارضانش گذشت، در «کنوز الذهب فی تاریخ حلب» آمده است. نویسنده این کتاب احمد بن ابراهیم مشهور ابن العجمی حلبی (م 884) با کنیه ابوذر، از مورخان و محدثان قرن نهم هجری و دارای آثاری است که شماری مفقود و از جمله باقی مانده ها، کنوز الذهب اوست که در دو مجلد منتشر و در مقدمه شرحی در احوال وی آمده است. وی نیز شرح حال و اطلاعاتی از شیخ جنید آورده است. وقتی متن زیرا به همراه متن های دیگری از اخبار قزلباشان در متون عربی نوشتم، و در کتاب «تاریخ قزلباشان صفوی در چند متن عربی دوره عثمانی آوردم» دریافتم که این متن را پیش از این آقای خامه یار، در پیام بهارستان (ش 20، تابستان 1392) منتشر کردند.

آنچه در گزارش ابن العجمی اهمیت دارد، علاوه بر اخبار مربوط به فعالیت های جنید و دشمنان و مخالفان او در این شهر است، متن نامه ای است که او در باره باورهای خود در زمینه مهدویت، به یکی از علمای ملایم شهر با نام ابن الشماع نوشته است. این رساله را که متن عربی اش را کامل آورده، می توان عملا یک رساله در باره مهدویت دانست. رساله حاضر، در باره جنید، و این که او کاملا باورهای امامی داشته، سند استواری است، گرچه رنگ و بوی تقیه در آن نواحی، در رساله دیده می شود. متاسفانه کتاب و از جمله همین رساله، ابهاماتی در برخی از لغات و ترکیبات دارد و نمی توان بدون وجود نسخه های خطی، آن را با دقت ارائه کرد. مواردی که به نظر می آمد، اصلاح شد.
ابن العجمی می نویسد:
در 15 رمضان سال 961، با حضور کافل الحلب، و شیخ شمس الدین ابن شماع، و شیخ شمس الدین محمد بن السلامی، درباره «شیخ جنید ابن سیدی علی بن صدرالدین اردبیلی» جلسه‌ای در دارالعدل در جنینه! برگزار شد. این فرد [جنید] در کلز سکونت داشت، و در آنجا مسجد و حمامی برای مردم ساخت، و مردم به خاطر او و جدش، اعتقاد زیادی به وی داشته، او را اطاعت می‌کردند و از خدمتش غفلت نداشتند و هرگاه کنار در خانه‌اش حاضر بودند. مردمانی از روم و عجم و دیگر بلاد نزد او آمده و «یأتیه الفتوح الکبیر». سپس و او جماعتش، در جبل موسی در انطاکیه ساکن شدند و خانه‌هایی از چوب ساختند. «و فی الجمله علی طریق الملوک لا علی طریق القوم».
ابن العجمی، سپس از فعالیت‌هایی برای احضار وی یاد کرده که او حاضر به آمدن نشده و در نهایت، دوادار السلطان الماس را با سپاهیان فرستادند، که باز حاضر به آمدن نشد، و در این رویدار نزاعی هم درگرفت که یک نفر به نام ابراهیم بن غازی از امرای ترکمان در جبل اقرع، کشته شد. مجلس دارالعدل، برای همین امر تشکیل شد. شخصی به نام شیخ محمد بن شیخ ادریس اردبیلی هم که زمانی اربل بود و بعد به حلب آمده، و جنید با خواهر او ازدواج کرده و سپس به مشاجره و طلاق انجامیده بود، از طرف کافل الحلب خواسته شد حاضر شود.
در این مجلس، حافل، از شیخ محمد پرسید: عقیده‌ات درباره این مرد چیست؟ شیخ محمد گفت، میان من و او دشمنی بوده و سخن من درباره او پذیرفته نیست. آنگاه رفت. مردم عقل او را تحسین کردند. همین وقت، برگه‌ای از شیخ عبدالکریم رسید که این مرد «شعشاعی المذهب» است. برگی هم از شیخ بکرجی رسید که این مردم «تارک الجماعه» بوده و مطالبی دیگر به او نسبت داده شده بود.
در این وقت، شیخ شمس الدین اسیوطی و امیر فخرالدین بن اغلبک، برخاسته، متفقاً خواستار نوشتن استفتائی درباره وی و کارهای او شدند. بعد هم آن را نزد جماعتی بودند تا آنچه می‌خواهند در آن بنویسند.
ابن العجمی در اینجا مطالبی می‌گوید که قدری از نظر عبارت، دست کم برای بنده نامفهوم است، اما گویا او به این کار اعتراض کرده و ابن شماع نیز آنچه را به او منسوب شده، مورد انکار قرار داده است.
او سپس می‌گوید: خازندار جانم یوسف، این فتوا را گرفته به بلاد سرمین برده بر سر نیزه کرده و می‌گفت: «هذا جائز القتل، و هذا خط العلماء». در همین وقت، شخصی از نزد او پیش نایب القلعه قاسم بن قشاشی آمده، از آنچه به او نسبت داده شده، عذر خواست، و نزد ابن شماع رفته و او با وی اظهار همدردی کرد. اما این امر فایده‌ای نداشت، چرا که مردم به آن سمت رفته و عازم جبل شدند، و آنجا درگیر شدند. این روز عید یا شب عید بود. این درگیری منتجر به کشته شدن عده ای از دو طرف شد. جنید، جبل را ترک کرده به سمت بلاد عجم رفت و در آنجا اقامت کرده، علیه برخی از ملوک، قیام کرد که کشته شد، و کسانی از یارانش او را همچنان زنده می‌دانند.
ابن عجمی، می‌افزاید: این که شیخ عبدالکریم او را «شعشاعی» مذهب دانسته بود، اشاره‌اش به محمد بن فلاح است که در جزائر، قیام کرده، عده‌ای را کشت و آنها را وادار بر مذهب رفض کرده، جماعات را ترک و به شعشاع شهرت داشت.
در اینجا ابن عجمی، نامه‌ای از جنید که آن را برای ابن شماع نوشته آورده که بسیار مهم است. این نامه دو بخش است، بخش اول، دفاع جنید از خودش در برابر اتهامات و این که این مطالب نادرست و شبیه همان اتهاماتی است که به پیامبر (ص) زده شد. بخش دوم، در باره اثبات مهدویت امام مهدی ابن الحسن العسکری بر اساس عقاید اثناعشریه است.
وی در بخش اول، از نسبت‌های ناروایی که به انبیاء هم داده شده یاد کرده و خواسته است تا بگوید، نسبت‌هایی که به او هم داده می شود، مانند آنها بی‌اساس است. او می‌گوید، کسانی که این اتهامات را به من زده‌اند، هیچ‌گاه از خود من چیزی در این باره نشنیده‌اند. در این بخش، او می گوید بت پرستان مکه نیز مانند این اتهامات را به حضرت محمد (ص) وارد می کردند و دور نیست اگر به او هم چنین اتهاماتی زده شود. مهم ترین اینها، ترک جماعات است که از نظر او نادرست است.
در بخش دوم این رساله، نکته مهم از نظر اعتقادی، بحث از دوازده امام و مهدویت است. آشکارا در اینجا، موضع خود را در باره درستی دوازده امام بیان کرده و سپس می‌گوید: اثناعشریه بر این باورند که مهدی، کسی جز فرزند امام حسن عسکری نیست. همان‌طور که امامان دوازده عدد هستند. عقیده مخالف اثنا عشریه، از «الجماهره» است که ظاهرا مقصودش سنیان یا همان عامه است. آنها این را قبول ندارند. سپس می‌گوید: مهدویت نزد اثناعشریه مثل قیامت است، و طولانی شدن آن استبعادی ندارد. او می‌گوید، بر اساس آنچه هست، در حال حاضر مهدی باید 606 سال داشته باشد. این در حالی است که برخی از بندگان صالح خدا، و از جمله خضر یا نوح یا شعیب هم عمر زیادی کرده‌اند. نهایت این که اثناعشریه می‌گویند این یک معجزه‌ای در ردیف معجزات انبیاء خواهد بود. سپس می‌گوید: اثنا عشریه بر این باورند که خضر و عیسی هم در وقت ظهور همراه آن حضرت خواهند بود. در وقت ظهور، وضع او طبعا اقوای از وقت بعثت محمد نخواهد بود و او نیاز به ناصر و یاور دارد. ما در همین حد توقف داریم.
بنابراین به نظر می‌رسد، مشکل مهم در باره او و پیروانش، از نظر مخالفان، مهدویت بوده و حتی نسبت دادن به عقاید مشعشعی که مورد انکار جنید قرار گرفته، از آن روست که در آنجا، محمد بن فلاح، چنان که گفته شده، مدعی مهدویت بوده یا به او چنین منسوب شده بوده است. به جز نامه، اطلاعات ابن العجمی، نشانگر نفوذ جنید در آن دوره، تمایل وی به سیاست و پادشاهی و نیز ریشه داشتن اتهامات ضد دینی به او از آن روزگار است.
به دلیل اهمیت این نامه، متن آن را عیناً نقل می کنیم.

رساله جنید صفوی به ابن الشماع در باره اثبات امام زمان (ع)
یعلم جناب الشیخ الاعظم الامجد الاکرم، الشیخ شمس الدین بن الشماع ـ احسن الله تعالی أحواله فی الدارین بمحمّد و آله الاطهرین، آمین، اللهم امین ـ أن قد جاءنا من ناحیتکم تجّار، و بینهم رجل، یقال له سلیم ابوزیتون، و زعم أنّ جنابکم الشریف أمره بالحضور عندنا، و أن یلتمس شیئاً من حدیثنا، و یطلع علی أحوالنا، و کیفیّة ما نحن به، فقد أجاب إلی ما أمرتم، و امتثل ما قُلتم له، و الله یَهدی من یشاء إلی صراط مستقیم. و هو یجیبکم عمّا رآی و یُخبرکم بما سمع، و لا یخفی علی الکافل مثلکم ما نحن به، والله هو المولی و هو یحی الموتی، و هو علی کلّ شیء قدیر.
و ما بلغکم عنّا من ترک العبادات و التّهاون بالواجبات والعیاذ بالله و فعل المحرّمات مما شاع و ذاع، و بلغ الأسماع، ما المعصوم إلا من عصمه الله من أنبیائه و أولیائه، أ کفرٌ بعد ایمان أم ضلالٌ بعد هدی، فانّ رسول الله صلی الله علیه و [آله و] سلم، کان مطلعه أظهر من الشمس، و أبین من الیوم من أمس، حیث دعی العِباد إلی عبادة ربّ السموات و الارض، و حذف ما فی أیدیهم من أصنام نحتوها، و أزلام قد استعملوها؛ أبت الطبائع عن متابعته و امتثال شریعته و ارتکاب طریقته، لاستیناسهم بما هُم علیه من تلک التماثیل و الصور و لجبر [کذا. در نسخه: لحید. مصحح «لجبر» خوانده»] لحقّهم و تکبّر علاهم.
و قد حكى اللّه أمثال ذلك في كتابه العزيز، فقال حكايةً عن ابليس: أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ‏ ـ يعني آدم ـ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ‏. و كذا ما حكاه عن فرعون‏: أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً. وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ [شعراء: 18]‏ و قد جاء في الحديث: المرء مخبوء تحت لسانه. و إليه أشار القرآن‏: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ‏ [حجرات: 11] فإذا كان محمّد ـ عليه السلام ـ هو المُحق الأمين، و قد سطت عليه عقول عبدة الأصنام و أهل البيت [؟] و استخفت بعقله، و نَسَبته تارةً إلى الجنون، و تارةً إلى كهانة، و نسبت كتابة المنزل الذي عجزت الفصحاء عن معارضته إلى كونه شعرا، فأيّ ويل لمن عثر في حق خفي و ما ستر عن العالم الأرضي أن يقال به ما قد قيل بنبيّ هذه الأمة، و كما قيل للرسل من قبله خصوصاً مثلي بين قوم جهّال حوتهم هذه الشقشقة [چ: الشعشعة] التي ما ظهرت من قبل. كلّ يقول منهم كذا و كذا مما لا يوافق الشرع المطهر و لا العقل الصحيح و لا يرد القائل عن ذلك عواصف الدهر [چ: عواطف]. و كلّ ناقل ينقله إنما ينسب إليّ حيث لم يخاطبني و لم يسمع مقالتي، و قد قال الله: فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللهِ وَ الرَّسُولِ …. ؛ [نساء: 59] و الرد إلى الله العمل بالقرآن و إلى الرسول و العمل بالشريعة، و ما بعد الحق إلا الضلال، فأنّى تصرفون، و أنا رجل على الكتاب و السند أبصر من كل بصير في القرآن، و أخبر من كل خبير في الشريعة، و من شكّ فليتقدّم. و مضى هذا عظم اللّه أجرك.
اختلفت أمة الإسلام بمهديّ يظهر في الأرض؛ قالت الاثنى عشرية: لا مهديّ إلا ولد الحسن العسكري عليهما السلام، بدلائل عندهم من أحاديث مسندة مرويّة من صحاح الأخبار؛ منها [قول] النبيّ عليه السلام: خلفائي من بعدي كعدد نقباء بني اسرائيل.
و النقباء منهم اثنا عشر. و قال اللّه تعالى: وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً. [مائده: 12]
و النقباء خلفاء كل نبيّ من أولي العزم.
فكذلك خلفاء محمد عليه السلام من بعده اثني عشر خليفة.
و قد قيل في الحديث أنّ النّبي محمّداً عليه السلام نظر إلى ولده الحسين بن علي ابن فاطمة الزهراء عليهم السلام فقال: هذا ولدي إمام ابن إمام أخو الإمام أبو أئمة تسع تاسعهم قائمهم.
و كثير من هذا البحث على هذا النمط، لا يحتمل ذكره هنا.
و هذا عند الاثني عشرية مثل القيامة لا استبعاد لطول عمره. كما تقوله الجماهرة من أنّه لحق بالآباء و الأجداد، و يستبعدون طول عمره حيث هو من أمة محمد عليه السلام التي لم يعمر أحد منهم بهذا العمر الطويل، لأنه ولد سنة خمس و خمسين و مائتين من الهجرة فقد كمل له في سنة إحدى و ستين هذه، ستمائة سنة و ستّ سنوات و اللّه على كل شي‏ء قدير.
و قد عمر الله من الصالحين أناسا و من الطالحين أناسا، فمن الصالحين مثل الخضر و نوح و شعيب. و من الطالحين مثل الدجال كما ورد. و مثل من مضى أوّل الزمان.
قالت الجماهرة: هذا التعمير وقع في الأمم الماضية لا في هذه الأمّة المتأخّرة التي جاءت في الدور القمري.
قالت الاثنى عشرية: إذا عمر مثل هذا الرجل الفاضل و خالف قانون هذه الأمة فالله على كلّ شي‏ء قدير، و هو داخل تحت الاقتدار، معجز من المعجزات الآباء و الأجداد و لا يستبعد عن مثله هذا العجز.
و قالت الاثنى عشرية: إنه هو بعينه يظهر و يظهر معه الخضر من السياحة و عيسى من السماء.
و هذه المقالة توجب عدم صحّة الاختبار للمكلفين، لأن الاختبار لا يمكن إلا ببعثه ضعيف كمحمّد عليه السلام، و هربه إلى الغار، لفقد الناصر، و مثل هذا مع عيسى و الخضر لا يمكن صحة الاختبار بظهوره، لقوته و لعلوّ شوكته فلا يعلم صالح الأمة من طالحها لانقياد الذين‏ جميعا إلى بابه لقوة الناصر، و عظمته و جلاله في أعين المكلفين؛ فلا يجوز أن يظهر مهديّ الأمة أقوى من محمد عليه السلام. و إذا كان الأمر هكذا، وجب في النظر العقلي أن لا يظهر ذلك المشار إليه في مقاولات الاثني عشرية، بل يظهر حجابه و مقامه في الأرض ضعيف محتاج إلى ناصر ينصره يده حتى تقع الاختبار الصحيح في الأمّة، و لنقف على مثل هذا الحد.
وفّقك الله بتوفيقه إلى ما تحبّ و تختار إن شاء الله تعالى و صلّى على محمد و آله …. الله محمد و آل محمد. [کنوز الذهب فی تاریخ حلب، ج 2، ص 284 ـ 289].

دست‌مریزاد به رحمان رضایی و برق شیراز برای این فوتبال پاک

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛برق شیراز یک پای
پازل بود برای صعود نساجی به لیگ برتر.جدا از شش گلی که خود نساج ها وارد دروازه
راه آهن کردند اصلا نمی توان از کنار فوتبال پاکی که رحمان رضایی و تیمش مقابل
خونه به خونه به نمایش گذاشتند به راحتی عبور کرد.آنها در رده دوازدهم جدول رده
بندی بودند،می بردند یا می باختند فرقی برایشان نداشت اما برای اینکه نشان بدهند
هنوز هم جوانمردی هست و هنوز هم می شود گفت که فوتبال ما پاک است وارد زمین شدند و
با غیرت مقابل خونه به خونه بازی کردند تا این نساجی قائمشهر باشد که طلسم 24 ساله
را بشکند و راهی لیگ برتر شود.
جدا از همه زحماتی که نساج ها برای صعود به لیگ
برتر کشیدند یک خسته نباشید باید گفت به رحمان رضایی و تیمش،دست‌مریزاد و ….

 

251 41

«مصائب درختان» در قاب عکس

این نمایشگاه شامل ۱۱ عکس سیاه و سفید از ۱۳ سال تلاش علی شکری در زمینه عکاسی
است که بر روی بوم و کاغذ  ارائه خواهد شد.

همزمان با این نمایشگاه، کتاب «مصائب درختان» نیز رونمایی خواهد
شد. این کتاب مجموعه‌ای از ۱۱۱ عکس از درختان است که با مقدمه‌ای
به قلم هادی شفائیه در قطع مربع و در سایز ۲۸×۲۸ سانتی‌متر توسط انتشارات ماتادور در
کشور انگلستان چاپ شده است.

شکری در این مجموعه به درخت همچون المانی انسانی نگریسته
و  روابط بین آن‌ها، احساس درخت‌ها و زندگی‌شان را از دریچه دوربین انعکاس
داده است. عکس‌های شکری در این مجموعه از درختان
در طبیعت برفی است، وی این عکس‌ها را از طبیعت شهرهای مختلف ایران چون لرستان، شهرکرد
، آذربایجان و … ثبت کرده است.

علی شکری، متولد سال ۱۳۶۰ است. او از سال ١٣٨٢ عکاسی می‌کند و
در این مدت موفق به برگزاری پنج نمایشگاه انفرادی شده و آثارش در نمایشگاه‌های
گروهی در آمریکا، انگلیس، سوییس، اسلوانی، ترکیه، آذربایجان و البته ایران شرکت
داشته است. شکری در سال ١٣٨٥ در دوسالانه عکس، عكاس منتخب طبیعت شده است.

نمایشگاه «مصائب درختان» تا ۲۱ اردیبهشت در گالری مژده برپا خواهد
بود و علاقمندان می‌توانند همه روزه به جز شنبه‌ها از این نمایشگاه دیدن نمایند.

5757

بهترین روز قویترین مرد ایران که نساجی آن را رقم زد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛بهداد سلیمی که یکی
از تماشاگران ویژه بازی نساجی و راه آهن بود پس از ضعود تیم شهرش به لیگ برتر
گفت:«امروز یکی از بهترین روزهای زندگی من رقم خورد.خوشحالم از اینکه نساجی پس
ازسال ها توانست راهی لیگ برتر شود.»

سلیمی
این را گفت و ادامه داد:«امیدوارم این صعود تداوم داشته باشد و نساجی تا سالهای
سال در لیگ برتر باقی بماند 

251 41

آقا کریم بی خیال رائفی‌پور و خوشحال از صعود نساجی و نفت به لیگ‌برتر

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛کریم باقری مربی پرسپولیس صعود نساجی و نفت مسجد سلیمان به لیگ برتر را تبریک گفت.این اتفاق در حالی افتاد که پس از حاشیه هایی روز گذشته که رائفی پور آن را به راه انداخته بود خیلی ها شاید منتظر واکنشی از سوی باقری بودند.اما آقا کریم بی خیال رائفی پور نخستین واکنشی که در اینستاگرامش داشت تبریک برای صعود دو تیم لیگ یکی به لیگ برتر بود.

 

 

251 41

مسجدسلیمان هم برزیل شد درست مثل آبادان

تیم نفت مسجدسلیمان با تساوی 2-2 مقابل مس رفسنجان به مقام قهرمانی لیگ دسته اول فوتبال دست یافت.

* حیدر بهاروند، رئیس سازمان لیگ، هدایت یزدی، مدیرعامل باشگاه نفت و افشین حیدری، مدیر ورزش و جوانان استان خوزستان روی سکوی قهرمانی حاضر شدند و مدال اعضای تیم نفت را به این تیم اهدا کردند.

* تیم داوری مسابقه مدال قهرمانی دریافت کردند.

* گوینده ورزشگاه اعضای تیم نفت را نام می‌برد و تماشاگران همه این بازیکنان را تشویق می‌کردند.

* یکی از بازیکنان نفت با پرچم برزیل وارد جشن قهرمانی شد و خوشحالی کرد.

* رضا حافظی، دستیار محمود فکری با لباس بختیاری به جایگاه قهرمانی آمد.

*میلاد میداودی جام قهرمانی لیگ یک را بالای سر برد.

251 41