خداحافظی اصولگراها با تندروها کی فرا می‌رسد؟/ پاسخ مصباحی مقدم را بخوانید/لاریجانی ومطهری اصولگرایند

فائزه انيسي: حجت الاسلام
غلامرضا مصباحي‌مقدم امروز ميزبان خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف بود تا در پاسخ به
سوالات آنان، بر «اصولگرا» بودن لاريجاني علي رغم حضورش در ليست اميد تاکيد کند و
حتي بگويد که علي مطهري هم در کسوت نايب رئيس مجلس از اصولگرايان است نه اصلاح
طلبان.

او با سابقه سه دوره
نمايندگي مجلس دلسوزانه به فراکسيون ولايت توصيه کرد که مراقب باشند و در طول مجلس
دهم چند شقه نشوند.

مصباحي مقدم در کسوت يک
روحاني از کاهش تعداد روحانيون در مجالس شوراي اسلامي در ايران ابراز تاسف کرد.

او در پاسخ به خبرآنلاين
که با اشاره به خداحافظي اصلاح طلبان با تندروهايشان در انتخابات اخیر و اتفاقا
حضور تندروهاي اصولگرا در ميدان، پرسيد «زمان خداحافظی اصولگراها با تندروها کی فرا
می‌رسد؟»، گفت: این یک اتفاق از پیش تعیین شده نبود. نه اصلاح طلبان به دنبال این بودند
که شخصیت‌های درجه 2 و3 خود را به مجلس بفرستند نه اصولگرایان درصدد بودند که افراد
با سابقه و تجربه خود را کنار بزنند. آنچه اتفاق افتاد، حاصل رای مردم است و این نتیجه
از آرای مردم به دست آمد.

وي افزود: آنچه رخ داد،
از سوي دو جريان سياسي کشور قابل پیش‌بینی نبود. مهم اینست که نتيجه انتخابات نشان
داد که اعتدال محبوب و افراط و تندروی مذموم است. در هر دو جریان موجود، منظور از تندروی،
خروج از ارزشها و اخلاق است نه قاطعیت و پافشاری بر مواضع اصولی.

سخنگوي جامعه روحانيت همچنين در پاسخ به اينکه آيا
پس از رفتار هوشمندانه لاريجاني در انتخابات مجلس، وقت آن نرسيده که کليد خانه
اصولگرايي به او داده شود؟، گفت: آقای لاریجانی یکی
از چهره‎های شاخص و موثر اصولگرایی
است. اما کلید را باید به جمع داد، نه یک شخص.

اين خبر کامل مي شود….

27214

 

 

مسجدجامعی: عربستان درباره سوریه قول‌هایی به مردمش داده است/ بهبود رابطه بدون جلب نظر سعودی ممکن نیست

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حجت الاسلام دکتر محمد مسجدجامعی در نوشتاری ضمن بررسی ویژگیهای سیاسی، دینی و اجتماعی عربستان سعودی چند راهکار برای بهبود رابطه ایران و عربستان ارائه داده است. در این مقاله آمده است:

در عموم کشورهای اسلامی امور دینی توسط وزارت اوقاف و یا مراکز دینی کم توانی که گوش به فرمان نظام حاکم هستند و نفوذ مردمی چندانی ندارند، اداره می شود. اما در عربستان چنین نیست. دو رکن “سیاست” و “دین” وجود دارد که به یکدیگر کمک می کنند و بلکه مکمل یکدیگرند، اما علیرغم منافع و مصالح مشترک مستقل هستند و این به نفع هر دو است و لذا یکدیگر را به رسمیت می شناسند و مردمان عادی نیز چنین تصور و اعتقادی دارند.

به عللی بیشترین حساسیت تشکیلات دینی نسبت به تشیع و توسعه آن و ایران و متحدانش است؛ و هم اکنون کسانی که افراطی ترین مواضع را دارند، دارای بیشترین نفوذ هستند و لذا اینان را در رویکرد منفی نظام حاکم و به عنوانی اعراب اهل سنت نسبت به ایران، سهم بزرگی است. سیاست عربستان به ویژه در قبال مسئله سوریه عمدتاً تحت تأثیر آنان است. اینان بودند که سوریان را به قیام علیه نظام حاکم برانگیختند و به عناوین مختلف از معارضان، حتی از نوع تروریستی و تکفیری آن، حمایت کردند. عربستان حتی اگر بخواهد نمی‌تواند سیاستی جز سیاست موجود در قبال سوریه در پیش گیرد. آنان گروگان تبلیغاتی، چه دینی و چه غیر دینی، هستند که به راه انداخته‌اند و قول‌هایی که به مردم داده‌اند.

دکتر مسجد جامعی در ادامه می نویسد:

بهبود رابطه دو جانبه بدون جلب نظر و مشارکت آنان ممکن نیست. عدم استمرار رابطه متقابل قابل قبول و بعضاً خوب در دوره هایی در دو سه دهه گذشته به دلیل کم توجهی بدین نکته بود. این کم توجهی رابطه را شکننده می کند و البته راه حل تأکیدهای مکرر و مؤکّد بر مفاهیمی چون وحدت اسلامی نیست. چنین جریانی بیشترین سوءظن آنها را برمی انگیزد که به دلیل پیچیدگی مباحث بهتر است از آن درگذریم.

از این گذشته سیاست دینی عربستان در خارج از کشور، بخشی از سیاست خارجی آنها است، اگر چه این سیاست در دو قلمرو جهان مسلمان و جهان غیر مسلمان و به ویژه در غرب، دو گونه عمل می‌کند. هیچ کشوری همچون آنان از سیاست دینی‌اش جهت پیشبرد اهداف سیاسی سود نمی‌جوید که بخشی از آن به دلیل وجود حرمین شریفین و مراسم حج و عمره است.

علیرغم جاذبه‌های تشیّع اما پس آمدهای ژئوپلیتیکی تبلیغ دینی خود مهمترین عامل محدود کننده است. شیعیان در اقلیت هستند و تصوراتی غیر واقعی و توهم گونه درباره آنان وجود دارد که متأسفانه هم اکنون سیطره‌ای کامل بر اذهان و افکار عمومی غیر شیعیان دارد. لذا تبلیغات دینی آنها با موانع مختلف اجتماعی و فرهنگی و بعضاً سیاسی و امنیتی مواجه است. حال آنکه در مورد سعودیان مسئله به گونه دیگری است و با مشکلات به مراتب کمتری مواجه هستند. مضافاً که عموماً مشکل خاصی ندارد. این همه ایجاب و بلکه الزام می‌کند که نظام حاکم نسبت به دین و تشکیلات دینی بی‌تفاوت نباشد.

حال مسئله این است که راه حل چیست؟ برای حل هر مشکلی ابتدا می باید صورت مسئله شناخته شود.

در شرایط قفل شده کنونی به منفعت و مصلحت حاکمان سعودی نیست که در قبال ما سیاست دیگری اتخاد کنند و اصولاً شرایط اجتماعی و فکری در این کشور و می توان گفت در مجموع دنیای عرب به گونه ای نیست که چنین کاری ممکن باشد. مضافاً که به احتمال فراوان تصمیم سازان به عنوان بخشی از جامعه خویش همچون آنان می‌اندیشند. از اظهارنظرهای آنان چنین برمی آید.
بهر حال ادامه این وضعیت به نفع آنان نیست. اما درک این نکته محتاج زمان است و اظهار تمایل و احیاناً اصرار ما نتیجه معکوس خواهد داشت. چرا که آن را به معنی انفعال ما و موفق بودن سیاست خود می انگارند. پی آمدهای سیاست هایشان به ویژه در مورد همسایه جنوبی، آنان را به نوعی تجدیدنظر، حتی اگر جزیی باشد، وادار خواهد کرد. آنها و متحدانشان به قصد پیروزی مطلق و آن هم در زمانی کوتاه به جنگ برخاستند، امّا در عمل چنین نشد و از ابتدا هم روشن بود که چنین نخواهد شد. غرّه شدن به قدرت سلاح و نوعی فقر فکری و تحلیلی عامل اصلی این اشتباه محاسبه بود.

ما باید بپذیریم که حضور رژیم کنونی علیرغم تمامی نکاتی که می‌توان درباره‌اش گفت در نهایت به نفع ما و متحدان ما و شیعیان عربستان است. معارضان این رژیم که می‌توانند قدرت به دست گیرند، سلفیان تکفیری هستند و نه هیچ گروه دیگر. یک بار بن لادن گفت که این سرزمین، عربستان، آبستن جهیمان‌های فراوانی است که در آینده برخواهند خاست و عملاً چنین است.

در اینکه رژیم سعودی خود مشوق و حامی چنین گروه‌هایی است و اساساً ایدئولوژی آنها زمینه‌ساز فکری و سیاسی و اعتقادی گروه‌های تکفیری است، سخنی نیست. اما در آنجا که مسئله به داخل کشور خودشان بازمی‌گردد، در برابر آنها می‌ایستند. مهم این است که قدرت در این کشور در اختیار چنین گروه‌هایی قرار نگیرد.
در دنیای پر تعارض سیاست نباید در فکر حذف حریف بود، به ویژه در آنجا که این حریف ریشه در تاریخ و فرهنگ و سرزمین دارد. باید از او جهت شکل دادن به مطلوب‌ترین وضعیتی که می‌تواند منافع و مصالح را تأمین کند، سود جست. و این ممکن است و ما هم به انجامش توانائیم.

مشروح مقاله دکتر محمدمسجدجامعی را اینجا بخوانید

5252

بازار نفت چشم انتظار نشست فردای اوپک /ادامه طوفان تولیدعربستان یا مرگ سیاسی اوپک؟

متین دخت والی نژاد-
یکصد و شصت و نهمین نشست اوپک فردا در وین برگزار خواهد شد،نشستی که قرار است در آن دو اتفاق بیفتد؛درباره سقف تولید مذاکره شود و رییس جدید تعیین شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،دو نشست قبلی اوپک بعد از اجلاس یکصد و شصت و هشتم که در آذرماه سال گذشته برگزارشد،نشست های موفقی نبودند.اوپک نتوانسته به اجماع کلی درباره تولید نفت برسد،به همین دلیل هم هست که از سال قبل زمزمه مرگ سیاسی این کارتل نفتی مطرح می شود.نشست یک ماه و نیم قبل که در دوحه برگزار شد و قرار بود برای توافق در مورد طرح تثبیت تولید نفت تصمیم گیری شود، به دلیل درخواست جدید عربستان سعودی در لحظات آخر با مشكل روبه رو شد. عربستان سعودی در آخرین روز های منهی به این نشست گفته بود که ایران نیز باید در این مذاکرده شرکت کند و در طرح فریز نفتی که از طرف عربستان و روسیه به عنوان مُسکن کاهش قیمت نفت ارائه شده، همکاری کند. اما ایران در پاسخ به این طرح از ماه های گذشته موضع خود را مشخص کرده و اعلام کرده بود که ایران تا زمانی که تولیدات خود را به قبل از تحریم ها بازنگرداند، به طرح توقف تولید نمی پیوندد. 

سرانجام این نشست با تنش های ایجاد شده بین ایران عربستان با شکست رو به رو شد و وزرایی که امیدوار بودند با دست پُ به کشورشان برگردند،نومید بازگشتند.

پس از این نشست وزیر انرژی روسیه با انتقاد شدید از عربستان و دیگر کشورهای عربی عضو اوپک گفته بود که بعضی از اعضا تلاش داشتند از کشوری که در نشست غایب است امتیاز بگیرند و این عامل شکست مذاکرات بود.

حالا نشست تازه ای در دستور کار است.این روزها وین دوباره شاهد رفت و آمد وزرای نفت عضو اوپک است.بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران امروز راهی وین می شود.

نشستی سرنوشت ساز؟

نشست فردای اوپک،  اولین جلسه اوپک پس از برکنار شدن وزیر نفت عربستان النعیمی، است. چشم بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران به نتایج این نشست دوخته شده و البته نقشی که خالد الفالح وزیر جدید نفت عربستان بازی خواهد کرد.

از همین الان گمانه زنی ها حکایت از آن دارد که ، نشست فردا جلسه ای طولانی و پر چالش خواهد بود.  الفالح یک مدیر نفتی با تجربه است که سال ها شرکت نفتی سعودی آرامکو را مدیریت کرده، اما تاکنون در نشست های اوپک شرکت نداشته و رابطه طولانی ای که نعیمی با دیگر کشورهای عضو اوپک داشته، را ندارد.

در یک سال گذشته تولید نفت عربستان به ۱۰ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان بشکه نفت خام در روز رسیده است. این ارقام نشان می دهد که عربستان تصمیمی برای توقف تولید خود ندارد و در تلاش است که میزان تولید خود را افزایش دهد. 

دبیرکل جدید برکرسی ریاست

از تصمیم های مهم نشست فرا، انتخاب دبیرکل اوپک خواهد بود.اعضا باید جایگزین البدری را تعیین کنند. عبدالله البدری لیبیایی، دبیر کل فعلی باید در سال 2012 از  این پست خداحافظی می کرد. اما به دلیل اختلاف نظر بین اعضای کلیدی مانند ایران، عربستان و عراق  بر سر دبیرکلی ،اوپک  مجبور شده ماموریت دبیر 76 ساله خود را در 4 سال گذشته تمدید کند.

ایران قبل از پیروزی انقلاب یکبار دبیر کلی اوپک را به عهده داشته و پس از آن دیگر دبیر کل از ایران انتخاب نشده است.ایران امیدوار است که امسال دبیر کلی اوپک را به عهده بگیرد. 

در بازار  نفت طی  چند روز گذشته به دلیل نزدیک شدن به نشست اوپک جنب و جوشی ایجاد شده.  قیمت نفت اندکی رو به افزایش گذشته است. قیمت نفت  هم اکنون حدود ۴۹ دلار است. تحلیلگران معتقدند که پس از نشست فردا، قیمت نفت تا سال آینده حوالی ۵۰ دلار الی ۶۰ بماند.

 

22435

 

امار 10 ساله مبادلات تجاری با عربستان/ توقف تقریبی مبادلات تجاری ایران و عربستان

 به گزارش خبرانلاین، بررسی ها نشان می دهد ، با
افزایش تنش های سیاسی میان ایران و عربستان و تداوم سیاست های ضد ایرانی این کشور
میزان صادرات ایران به عربستان کاهشی قابل توجه را تجربه کرده و در اولین ماه سال
به رقم ناچیز 48 هزار دلار رسیده است .

 هر چند عربستان هیچ گاه شریک تجاری بزرگی برای
ایران نبود اما بررسی امارهای ارائه شده از سوی گمرک نشان می داد عربستان مشتری
کالاهایی نظیر زعفران، پسته، لبنیات، میوه های تازه، سبزیجات و عرقیات سنتی ایران
بوده است . در عین حال سیمان ایرانی نیز در این کشور مشتریان ویژه خود را داشت اما
روند کاهشی صادرات ایران به عربستان و همچنین کاهش میزان واردات از این کشور کم کم
مبادلات تجاری را تقریبا به حال توقف درآورده است . پیش تر این کشور از اين كشور
كالاهايي چون قوطي هاي آلومينيومي و دربهاي آسان باز شو براي قوطي هاي كنسرو و
پارچه و سربطري و برخي فراورده هاي نفتي و پتروشيميايي ، كود شيميايي و خرماي خشك
به ایران صادر می کرد .

 عربستان سال گذشته ، نسبت به قطع رابطه با ایران
و تعطیلی سفارتخانه خود اقدام کرد . در پی این اقدام برخی دیگر از کشورهای عربی
نیز به تبعیت از عربستان روابط خود با ایران را تعلیق کرده و یا سطح روابط خود را
کاهش دادند

در
اولین ماه سال تراز تجاری ایران و عربستان که در چند سال اخیر مثبت بود دوباره به
حالت منفی درامد چرا که ایران در مکقابل صادرات تنها 48 هزار دلار کالا به این کشو
نسبت به واردات یک میلیون و 397 هزار دلار کالا اقدام کرد . کالای وارداتی از
عربستان در این ماه پلی اتیلن گرید لوله بود .

بررسی
روند صادرات و واردات میان ایران و عربستان در یک دهه گذشته نشان می دهد حجم
مبادلات تجاری دو کشور از سال 1388 رو به کاهش نهاده است . در این میان کاهش
واردات ایران از عربستان منجر به مثبت شدن تراز تجاری به نفع ایران بود . نمودار
زیر وضعیت تجارت میان ایران و عربستان در یک دهه گذشته را نشان می دهد

میزان واردات از عربستان و صادرات ایران به این کشور در یک
دهه(ارقام به میلیون دلار):

3535

مردی که برادر همسر صیغه ای اش را کشته:مقتول مهدورالدم بود/مهریه همسرم یک بیسکویت است


حميد (قاتل ٢٥ ساله) اين حرف را بعد از تقاضاي قصاص پدر صادق در شعبه دوم
دادگاه كيفري استان تهران به زبان آورد. پدر مقتول كه در پايان دادگاه تشنج
كرد و روي زمين افتاد در ابتداي جلسه گفت: «سه سال است خواب ندارم. بچه من
بي‌گناه بود. قبلا يك بار دادگاه، حكم قصاص متهم را صادر كرده، نمي‌دانم
چه شد كه ديوان عالي آن را رد كرده است. نبايد خون پسرم هدر برود؛ ما قصاص
مي‌خواهيم.»
كنار او مادر مقتول نشسته بود. صدايش مي‌لرزيد: «ما مرده‌ايم آقاي قاضي»
شمارش روزهايي كه از قتل صادق (مقتول ٢٤ ساله) گذشته را مي‌دانست: «٨٥٩ روز
است كه متهم پسرم را كشته و من در اين مدت، هر شب با لباس‌هاي او
مي‌خوابم» ياد جنازه صادق افتاد كه سرش با سنگ له شده بود: «متهم دختر مرا
دزديده و برده بود خانه‌اش. اي كاش به جاي صادق، خودم يا پدرش مي‌رفتيم
دنبالش تا خودمان كشته مي‌شديم. صادق مخالف ازدواج متهم با خواهرش بود،
براي همين كشته شد.» و نشست روي صندلي؛ در فاصله كوتاهي از او و همسرش،
سحر، دختري كه قبلا مدعي شده بود برادرش به او تعرض كرده، پشت سر متهم
نشسته و در خود فرو رفته بود. تنها صداي رساي قاضي مقدم زهرا(رييس
دادگاه)،خطاب به متهم  مي‌توانست او را به خود بياورد:«آقاي حميد (متهم)
بلند شو و پشت جايگاه بايست. اتهام شما قتل عمد است، تعريف كن چه شد كه
مقتول را كشتي؟»
يك بار ديگر، موضوع تعرض مقتول به خواهرش پيش كشيده شد: «من سحر را زن خودم
مي‌دانستم، قبل از قتل، او را با مهريه يك بيسكوييت صيغه كرده بودم. قبلا
ماجراي برادرش را برايم تعريف كرده و گفته بود وقتي هنوز كودك بوده،صادق يك
بار در خانه، يك بار در كوه و چندبار ديگر به او تعرض كرده. خيلي به هم
ريختم. در اينترنت سرچ كردم و از چند نفر پرسيدم، فهميدم مجازات اين كار
اعدام است.»
سحر چشم‌هايش را بسته بود كه با خطاب قاضي اسماعيلي (مستشار دادگاه) به خود
آمد: «برادرت به تو تعرض كرده بود؟» دختر ٢٥ ساله با صدايي كه از آرامي،
گوش‌ها را مي‌خراشيد، گفت: «…» چه گفت؟ شنيده نشد: «صداي شما هم ضبط
مي‌شود و هم منشي بايد بنويسد، با صداي بلند جواب بده، آيا وقتي نوجوان
بودي، برادرت (مقتول) به تو تعرض كرده بود؟» صداي سحر كمي بلندتر شد: «نه،
تعرض نكرده بود.»
«پس متهم براي چه برادرت را سوار ماشينش كرد، با خود برد و با نانچيكو كشت؟»
«برادرم با ازدواج ما مخالف بود، هيچ تعرضي هم در كار نبود. دوستي من و
حميد (متهم) به سال نكشيده بود، صيغه‌اي هم كه خواند بيشتر يك شوخي بود تا
جدي.» حرف‌هاي سحر برخلاف اعترافاتش در بازپرسي بود. او پيش از اين گفته
بود: «به حميد گفته بودم برادرم در نوجواني چند بار به من تعرض كرده. گفتم
از او متنفرم اما نمي‌خواهم خانواده‌ام از هم بپاشد. فكر مي‌كردم وقتي
همديگر را مي‌بينند، صادق با يك عذرخواهي ماجرا را تمام مي‌كند اما شب
حادثه، ساعت ٢:١٥ بامداد، حميد زنگ زد و گفت كار را تمام كردم و حقت را
گرفتم.»
تناقض در دادگاه جولان مي‌داد. قاضي اسماعيلي نفسي تازه كرد و رو به متهم
گفت: «چگونه صادق را كشتي؟» شيوه قتل؛ همان موضوعي كه حميد در اين سه سال
(از ٥/١١/٩٢) بيش از هر چيز ديگري آن را در ذهن خود مرور كرده است: «من تا
وقتي موضوع تعرض را نمي‌دانستم، با صادق هيچ مشكلي نداشتم. چند بار به
خانه‌شان رفته بودم و با هم تخته بازي كرديم. تا اينكه شب حادثه، طرف‌هاي
ساعت ١٢ نيمه‌شب، سحر به من زنگ زد و گفت صادق دارد مي‌رود بيرون، تو هم
بيا و منتظر باش؛ رفتم. در كوچه صادق را سوار ماشين كردم و در راه به او
مشروب دادم. به بن‌‌بستي در شهرك اميد كه رسيديم، او را از پشت با نانچيكو
خفه كردم و جسدش را در جوي آب انداختم. رويش خاك ريختم تا شناسايي نشود.
قبل از فرار كردن هم با سنگ به سرش زدم.»
متهم تلاش مي‌كرد تا ثابت كند، مقتول، «مهدورالدم» بود. موضوعي كه با واكنش
وكيل اولياي دم روبه‌رو شد: «تو گفتي رفتي از اينترنت جست‌وجو كردي و به
اين نتيجه رسيدي كه مقتول، بايد كشته شود. بر فرض كه موضوع ارتباط نامشروع
او با خواهرش صحت داشته باشد، آيا در همان مطالبي كه خواندي، چيزي درباره 
سن بلوغ ننوشته بود؟ آيا فكر نكردي كه زمان تعرض، مقتول و خواهرش هر دو
نوجوان بوده‌اند؟» حميد، پس از ثانيه‌اي سكوت گفت: «نه، من چيزي درباره اين
نخواندم.»
يك ساعت از رسيدگي به پرونده گذشته بود كه نماينده دادستان، تناقضي در
حرف‌هاي متهم يافت. زن جوان گفت: «شما چه زماني متوجه تعرض مقتول به برادرش
شديد؟»
«بعد از اينكه با هم صيغه كرديم موضوع را برايم تعريف كرد.»
«اما شما اول حرف‌هاي‌تان گفتيد كه از همان اول دوستي به شما موضوع را گفته
بود.» نماينده دادستان، جاي سكوت لحظه‌اي متهم را با سوال ديگري پر كرد:
«اگر هم بعد از صيغه كردن متوجه شده باشيد، نشان مي‌دهد كه چند ماه طول
كشيده تا صادق را به قتل برسانيد. دليلش چه بود؟» متهم كمي اين پا و آن پا
شد: «من بعد از صيغه فهميدم، ١٠ روز هم بيشتر طول نكشيد تا صادق را كشتم.»
سرانجام با دستور قاضي مقدم زهرا،حميد سرجايش نشست و وكيل او برخاست و به
اولياي دم تسليت گفت اما پدر مقتول تشنج كرد و با لرز روي زمين افتاد: «آب
بياوريد روي صورتش بريزيد» صداي نفس‌هايش، بلند مي‌آمد: «گريه كن، خالي
شوي» مامور زندان كمك كرد و او را بيرون از جلسه بردند؛ دخترش سحر هم همراه
او رفت.
با آرام شدن جو دادگاه، وكيل متهم گفت: «سحر در اعترافات خود در بازپرسي
گفته كه برادرش به او تعرض كرده و اين ماجرا را براي متهم بازگو كرده است.
متهم پس از آن به تحقيق پرداخته و به اين نتيجه رسيده كه ارتباط نامشروع
اتفاق افتاده؛ ضمن اينكه مادر مقتول نيز پيش از اين گفته است كه متهم به
خانه آنها رفت و آمد داشته بنابراين موضوع قتل به خاطر مخالفت با ازدواج
مردود است و علت قتل، همان يقين متهم به مهدورالدم بودن مقتول است.»
وكيل، پس از لختي سكوت، حرفي بر زبان آورد كه حتي متهم هم در هيچ بخشي از
حرف‌هايش در دادگاه، به آن اشاره نكرده بود: «حميد در بازپرسي اعتراف كرده
كه هنگام خفه كردن مقتول، به او گفته اين اقدام را به خاطر كاري كه او با
سحر كرده انجام مي‌دهد. اين حرف نشان‌دهنده يقين متهم به تعرض مقتول به
خواهرش و اعدام بودن نتيجه آن است.»
وكيل كه حرف‌هايش را با تقاضاي توجه قضات به موضوع تعرض به پايان برد، بار
ديگر حميد، اين‌بار براي آخرين دفاع پشت جايگاه ايستاد و گفت: «من فقط
مي‌خواستم حكم را اجرا كنم. مي‌دانم كه ديگر نمي‌توانم صادق را به
خانواده‌اش برگردانم و اشتباهم اين بود كه با دست‌هاي خودم اين كار را
كردم. از اولياي دم تقاضاي بخشش دارم.»
با پايان جلسه دادگاه، سرباز زندان به متهم نزديك شد و دستبند به دستانش
بست؛ درد جرمي كه مرتكب شده بود بار ديگر در مچ‌هاي حميد پيچيد. از كنار
سحر عبور كرد و بيرون رفت؛ دختري كه پس از حادثه با پدر و مادرش زندگي
مي‌كند، هرچند مادرش فكر مي‌كند پس از قتل صادق، «همه‌شان مرده‌اند».

17302

تنها منتقد استقلالی شدن منصوریان کیست؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ سرمربی فصل گذشته نفت تهران حالا در یك قدمی نیمكت استقلال است. او نسبت به همه گزینه های دیگر شانس بیشتری برای مربیگری در استقلال دارد. از طرفی مقداد نجف نژاد عضو هیات مدیره استقلال هم در مصاحبه ای با رادیو ورزش از نهایی شدن سرمربیگری منصوریان در استقلال خبر داده و گفته كه اسكوچیچ تنها یك رای آورده است و مظلومی هم هیچ شانسی ندارد.
اما كسی كه به اسكوچیچ رای داده و مخالف سرمربیگری مظلومی در استقلال است كیست؟ در میان اعضای هیات مدیره فقط مسعود معینی مخالف علی منصوریان است و به او رای نداده. مخالفت معینی با حضور منصوریان هم به دوره آكادمی استقلال برمی‌گردد، زمانی كه منصوریان مسئولیت آكادمی این باشگاه را برعهده گرفت، در حالی كه مسعود معینی می‌توانست این مسئولیت را قبول كند.
اتفاقا سال گذشته هم یكی از مهم‌ترین دلایلی كه باعث شد منصوریان از حضور در استقلال بترسد و قید سرمربیگری این تیم را بزند، همین ماجرای اختلافش با مسعود معینی بود. اما در حال حاضر تمام عوامل به جز معینی، موافق حضور منصوریان هستند. حتی منصور پورحیدری كه سال قبل می گفت منصوریان هنوز برای سرمربیگری استقلال پخته نیست و تجربه كمی دارد، الان می‌گوید كه منصوریان پس از پیروزی مقابل پرسپولیس بسیار پخته و با تجربه شده و به درد سرمربیگری استقلال می‌خورد.
البته پورحیدری در حال حاضر برای انتخاب سرمربی تیم نقشی ندارد اما به عنوان یك بزرگتر باشگاه كه نقش معنوی در این ماجرا دارد، حامی سرمربیگری مظلومی است و در جبهه مخالفان و منتقدان منصوریان فقط می توان معینی را دید.
43 43